اهده برحسب سابفه اعتیاد در خانواده…………………………………………56

جدول( 4-7)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب داشتن دوستان معتاد…………………………………………..57

جدول (4-8)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب نحوه معاشرت با دوستان معتاد…………………………….58

جدول( 4-9)توزیع جمعیت موردمشاهده برحسب معاشرت با دوستان معتاد………………………………………..60

جدول (4-10)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب مدت آشنایی با دوستان معتاد…………………………..62

جدوال (4-11)توزیع جمعیت موردمشاهده برحسب نحوه دسترسی به مواد مخدر……………………………….64

جدوال (4-12)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب برچسب خوردن…………………………………………………65

جدول (4-13)نتایج آزمون رگرسیون سهولت دسترسی به مواد مخدر …………………………………………………67

جدول (4-14)نتایج آزمون رگرسیون معاشرت با دوستان و همسالان معتاد ……………………………………….69

جدول (4-15)نتایج آزمون رگرسیون وضعیت اشتغال …………………………………………………………………………..70

جدول (4-16)نتایج آزمون رگرسیون برچسب زنی از طرف جامعه……………………………………………………….72

جدول (4-17)نتایج آزمون رگرسیون وجود فرد معتاد در خانواده…………………………………………………………73

 

فهرست نمودارها

نمودار (4-1)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب سن ……………………………………………………………………51

نمودار (4-2)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب وضعیت تاهل ……………………………………………………52

نمودار (4-3)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب وضعیت اشتغال ………………………………………………..53

نمودار (4-4)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب نوع شغل ……………………………………………………………54

نمودار (4-5)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب میزان درآمد ………………………………………………………55

نمودار (4-6)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب سابفه اعتیاد در خانواده……………………………………..56

نمودار( 4-7)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب داشتن دوستان معتاد………………………………………..57

نمودار (4-8)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب نحوه معاشرت با دوستان معتاد………………………….59

نمودار( 4-9)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب معاشرت با دوستان معتاد…………………………………….61

نمودار (4-10)توزیع جمعیت مورد مشاهده برحسب مدت آشنایی با دوستان معتاد…………………………..63

 

چکیده:

پیش زمینه و هدف: یکی ازمسایلی که پدیده ی اعتیاد را پیچیده ترکرده است موضوع عودآن است،چرا که بیشترمعتادان پس ازترک به سمت مصرف مجدد مواد مخدر روی می آورند. هدف از این تحقیق شناخت عوامل اجتماعی موثر بربازگشت زنان به اعتیاد می باشد .

مواد و روش کار: روش تحقیق پیمایشی بوده وجامعه اماری دراین تحقیق شامل دوگروه آزمایش وگواه می باشد. روش نمونه گیری دراین تحقیق به صورت تمام شماری بوده ونمونه تحقیق شامل 140 نفر زنان که سوءمصرف موادمخدر دارندو 140 نفر زنانی که یک سال ازقطع مصرف انها گذشته است . به منظور پردازش وتجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارspss استفاده شده،جهت ازمون فرضیات از آزمونهای آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و رگرسیون استفاده شده است .

یافته ها: نتایج این تحقیق نشان میدهدکه دسترسی به موادمخدر،معاشرت بادوستان وهمسالان معتاد،وضعیت اشتغال،برچسب زنی ازطرف جامعه و وجود فردمعتاد درخانواده بر بازگشت زنان به اعتیاد تاثیردارد.

بحث ونتیجه گیری: برای پیشگیری ازبازگشت به سوءمصرف موادمخدر تامین مشاور متخصص برای مراکزترک اعتیاد،نظارت دقیقتر نیروی انتظامی واهالی محل براماکن توزیع موادمخدر،جلوگیری ازتردد فرددرحال ترک درمحلهای سابق مصرف موادمخدر،جلوگیری ازمعاشرت فرددرحال ترک بادوستان معتاد،تمرکز بیشتر بر برنامه های درمانی ترک اعتیاد ضروری به نظر میرسد.

 

مقدمه:

بحران اعتیاد به مواد­­­­­­­­مخدر معضلی است که اکنون بسیاری از جوامع جهان را مبتلا کرده است . ایران نیز مدتهاست که با این بحران دست و پنجه نرم می­کند و این مسله برای گروههای مختلف مردم مشکل ایجاد نموده و حاکی از بروز یک مشکل جدی در سلامت جسمی ، روانی و اجتماعی است .علل شیوه اعتیاد پیچیده و متعدد است و بنا بر ویژگی­های جوامع مختلف تفاوتهای قابل ملاحظه­ای دارد . تاثیرات سوءمصرف مواد­مخدر مشکلات زیادی به وجود می­آورد بسیاری از عوارض آن دهها سال بعد ظاهر می­شود و عواقب و خسارتهای اقتصادی ، اجتماعی و روانی آن بر کسی پوشیده نیست .

اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. اعتیاد یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش و… ناشی می‌شود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد) به این مواد می‌شود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب بر جای می‌گذارد.

پدیده اعتیاد در اولین مرحله ،انسانیت انسان را سلب می­نماید. فرد معتاد ، کسی است که ابعاد وجودی خود را کاملا از دست داده است. او به بیماری مبتلا گردیده است که اگر درمان نشود و یا قابل علاج نباشد ، نه تنها جسم او ، بلکه روح وشخصیت او از گردونه و مدار جامعه انسانی خارج می­گردد. او دیگر هیچ درکی از مفهوم انسانیت که ارزشهای چون کرامت و کرامت انسانی را با خود دارد ، نخواهد داشت . تمامی استعدادها و توانایی­های روحی ، فکری و جسمی او به همراه دود برخواسته از مواد افیونی ، نابود گردیده است. فرد معتاد از آنجایی که شخصیت و بودن خود را کاملا ازدست داده است ، دیگر برای خانواده ، جامعه ، کشور و هم نوعان هیچ ارزش و اعتباری قایل نمی­باشد. اعتیاد به موادمخدر در اولین قدم ” جان ” و ” جسم ” فرد را قربانی و نابود می­سازد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه روانشناسی گرایش کتابداری: بررسی تولید علم دانشگاه آزاد اسلامی در پایگاه وب‏آوساینس از سال 1985 تا پایان سال 2009 میلادی- قسمت 2

پدیده اعتیاد در جهان امروز به صورت یک معضل باعث از هم پاشیده شدن بسیاری از خانواده­ها ، به انحراف کشیده شدن بسیاری از جوانان و نوجوانان ، شیوع بسیاری از بیماری­ها و ضررهای فراوان اقتصادی و مرگ ومیر گردیده است . پدیده اعتیاد در تمامی جوامع بشری ، از منظر جامعه شناختی نوعی انحراف تلقی می­گردد. کسانی که به این انحراف مبتلا می­باشند دچار نوعی رفتار و تصور بیمارگونه و نابهنجار در جامعه هستند. وجود یک انحراف و نابهنجاری در جامعه می­تواند نظم اجتماعی را دچار اخلال نماید. اخلال نظم اجتماعی می­تواند ابعاد گوناگونی را شامل شود. بنا بر این شکل­گیری کتله­ای از افراد که در برخی از جوامع به گروههای بزرگ و قابل توجه معتادان تبدیل شده­اند ، می­تواند ساختار ، هنجارها و نظم اجتماعی را دچار اخلال سازد. آسیبی که اعتیاد به اعتبار و حیثیت جامعه وارد می­سازد جبران ناپذیر می­باشد. در منظر و افکار عمومی ، همانگونه که فرد معتاد از چشم ها افتاده و فاقد اعتبار است ؛ همینگونه جامعه­ای که دچار آفت اعتیاد گردد و سلامت خود را از دست بدهد ، از چشم انداز دیگر جوامع خواهد افتاد ، اعتبار و حیثیت لازم را دیگر نخواهد داشت.

در واقع اعتیاد به عنوان یک مشکل همه جانبه دامن گیر اجتماعات انسانی گردیده است . اعتیاد در لغت به معنی خود را به عادتی نکوهنده وقف کردن است به عبارت دیگر ابتلا اسارت آمیز به ماده­ای مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده می­شود اعتیاد نام دارد . اعتیاد مهمترین آسیب اجتماعی است که ریشه در عوامل اجتماعی و روانی مختلفی دارد و متقابلا بر روان فرد و اجتماع تاثیر می­گذارد به عبارت دیگر بین اعتیاد ، جامعه و فرد رابطه ای بسیار نزدیک وجود دارد و عمق فاجعه آن گاه ظهور پیدا می­کند که بدانیم بلای مذکور نقش موثر خود را بر روری افراد فعال و موثر جامعه ایفا می­کند (اسعدی : 1382 ، ص 8 ).

اعتیاد موقعیت و منزلت اجتماعی فرد را تنزل می­دهد و او را نزد دیگران به عنوان فردی معرفی می­کند که بی عاطفه ، فاسد و دارای شخصیت نامتعادل و ناموزون است . نظام خانواده را متلاشی می­نماید ، درآمد خانواده و جامعه را تقلیل می­دهد و بخش قابل توجهی از آن را تلف می­نماید . فرد معتاد نسبت به قوانین اجتماعی و دستورات دینی بی­تفاوت می­کردد و این مسله زمینه ارتکاب بسیاری از انحرافات را از سوی وی فرآهم می­کند . از این رو اعتیاد زنان تاثیرات بسیار مخربی بر جامعه باقی خواهد گذاشت . اعتیاد زنان آسیب­های جبران ناپذیری بر افراد جامعه وارد می­سازد که جبران بسیاری از آنها ناممکن است . اولین دلیل بی­توجهی به اعتیاد زنان شاید بالا بودن اعتیاد در مردان باشد و اینکه سوءمصرف موادمخدر همچنان در مردان شایعتر از زنان است. بر اساس آمار جهانی اعتیاد در زنان عوارض خطرناکتری نسبت به مردان ایجاد می­کند به عنوان مثال فاصله زمانی اولین تجربه مصرف موادمخدر تا تزریق موادمخدر در زنان به طور متوسط 2 سال و در مردان حدود 8 سال است به این ترتیب زنان 6 سال زودتر از مردان به ورطه وابستگی شدید کشیده می­شوند که طبعا درمان سخت­تر و عوارض جسمی ، روانی و اجتماعی آن نیز به مراتب بیشتر است. ( ابراهیمی :1385 ، ص