نشجویان دختر و پسر صورت پذیرفت. شرکت کنندگان این پژوهش شامل 329 نفر (182 دختر و 147 پسر) از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه‏ای تصادفی نسبتی انتخاب شدند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش، هر یک از شرکت کنندگان، پرسش نامه های ترس از صمیمیت (اسکاتنر و ثلن ، 1991 )، سبک های دلبستگی (کولینز و رید، 1990) و سبک‏های پردازش هویت (وایت و همکاران ، 1998) را تکمیل نمودند. پایایی ابزارهای پژوهش به وسیله‏ی ضریب آلفای کرونباخ و روایی آنها به کمک همسانی درونی و تحلیل عاملی تعیین شد. نتایج حاکی از روایی و پایایی قابل قبول آزمون ها بود. نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی 18 درصد واریانس ترس از صمیمیت را تبیین می‏کند و زیرمقیاس‏های نزدیک بودن (دلبستگی ایمن) و وابستگی (عکس دلبستگی اجتنابی) به طور منفی و معنادار ترس از صمیمت را پیش بینی می‏کند. سبک پردازش هویت نیز 6 درصد از واریانس ترس از صمیمیت را تبیین می‏کند و سبک سردرگم- اجتنابی به صورت مثبت و معنادار ترس از صمیمیت را پیش‏بینی می‏کند. در پایان نیز، به منظور پیش‏بینی ترس از صمیمیت بر اساس سبک‏های دلبستگی و سبک‏های پردازش هویت در دختران و پسران دانشجو از رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان استفاده گردید. نتایج نشان داد که در دختران زیرمقیاس نزدیک بودن و زیر مقیاس وابستگی ترس از صمیمت را به صورت منفی و معنادار پیش‏بینی کرده است. اما زیرمقیاس اضطرابی نتوانسته است به صورت معناداری ترس از صمیمیت را پیش بینی کند. علاوه براین، هیچکدام از سبک های پردازش هویت نیز نتوانسته اند به صورت معناداری ترس از صمیمیت را در دختران پیش بینی کنند. در پسران تنها زیرمقیاس‏ نزدیک بودن ترس از صمیمیت را به صورت منفی و معنادار پیش بینی می‏کند اما زیرمقیاس‏های وابستگی و اضطرابی و نیز سبک‏های پردازش هویت، نتوانسته اند به صورت معناداری ترس از صمیمیت را پیش بینی کنند.

مقدمه

از مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل‏ها و ارتباطات میان افراد می‏باشد. ما بخش عمده‏ای از زندگی خود را در ارتباط با دیگران سپری می‏کنیم و یا در فکر آن به سر می‏‏بریم. چگونگی ارتباط ما با افرادی که با آن‏ها زندگی می‏کنیم و دوست‏شان داریم و همواره در تعامل مستمر و مداوم با آن‏ها به سر می‏بریم، بخش مهمی از توانایی روابط بین‏فردی ما را تشکیل می‏دهد. بدون شک یک بخش تعیین‏کننده در هر رابطه‏ای صمیمیت[1] است (باگاروزی[2]، 1997).

صمیمیت، به صورت الگوی رفتاری بسیار مهمی مفهوم‏ سازی شده که دارای جنبه‏های عاطفی- هیجانی و اجتماعی نیرومند است و بر پایه‏ی پذیرش (تجربه مثبت هم‏سویی و برابری)‏، رضایت‏خاطر (تجربه مثبت مشارکت) و عشق شکل می‏گیرد (تن‏هاتن[3]، 2007). روان شناسان، صمیمیت را توانایی برقراری ارتباط (بدون کنترل) با دیگری و بیان عواطف (بدون بازداری) تعریف می‏کنند و آن را حق مسلم و از حالات طبیعی انسان می‏دانند (بلوم[4]، 2006). بر اساس مدل ارتباطی رایز و شاور (1988)‏، صمیمیت فرآیندی است که در آن شخص اطلاعاتی را در میان می‏گذارد و شنونده به شیوه‏ای پاسخ می‏دهد که حس تایید و حمایت ایجاد می‏کند. در واقع توانایی بی‏پرده گویی در روابط نزدیک، این روابط را صمیمانه می‏سازد و فرد را قادر می‏سازد احساس درک‏شدگی، مورد تایید واقع شدن و از نظر هیجانی به دیگری نزدیک شدن را داشته باشد. اشترنبرگ[5] (1986، به نقل از برانون[6]، 2002) نیز، در مدل سه وجهی[7] خود از عشق، صمیمیت را احساس نزدیکی با دیگری می‏داند و معتقد است که مشارکت عادلانه در زندگی خانوادگی، صمیمیت را به دنبال خواهد داشت.

مطالعه رابطه صمیمانه به عنوان جنبه‏ای مهم از زندگی در بزرگسالی، دارای تاریخی طولانی می‏باشد، که تلاش برای طبقه‏بندی آن به زمان ارسطو[8] باز می‏گردد و امروز بخشی از دانش موجود در این زمینه، مشاهدات وی را تایید می‏کند اما مطالعه علمی درباره‏ی آن از دهه‏ی 1990 آغاز شده است (بارنز[9]، 1998).

ظرفیت ورود و نگهداشتن روابط صمیمی یک مولفه مهم سازگاری در بزرگسالان می‏باشد (فیلدمن، گوون و فیشر[10]، 1998). ناتوانی در تشکیل یا حفظ روابط صمیمانه اغلب به دلیل ترس از صمیمیت[11] رخ می دهد، یعنی ناتوانی در به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات با شخصی که ارزش زیادی دارد (ثلن، واندروال، توماس و هارمن[12]، 2000). بنابراین ترس از صمیمیت با بهزیستی شخص در تضاد خواهد بود (فیلیپس، ویلمات، وال، پیترسون، باکلی و فیلیپس[13] ، 2013).

مفهوم ترس از صمیمیت، در حدود سه دهه قبل توسط هاتفیلد[14] (1984) برای اولین بار مطرح شد. وی از جمله دلایل اساسی ترس از صمیمیت را، ترس از خود افشایی[15]، ترس از رها شدن، ترس از برخورد‏های خشن، ترس از دست دادن کنترل، ترس از دست دادن فردیت ذکر کرده است (ال لوید[16], 2011). دسکاتنر و ثلن[17] (1991) نیز، ترس از صمیمیت را ناتوانی فرد برای تبادل افکار و احساسات خود با فردی مهم و نزدیک، به دلیل وجود اضطراب در وی، تعریف کرده‏اند. افرادی که ترس از صمیمیت دارند خواهان ارتباط بین شخصی هستند ولی از طرد می ترسند، در نتیجه طی ارتباط کلامی و غیر کلامی با دیگران اضطراب را تجربه می‏کنند (بشارت، 1391).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه رابطۀ بین رشد زبان بیانی و ابعاد مهارت‏های اجتماعی در کودکان- قسمت 3

باگاروزی (2001) بیان می‏کند که نیاز به صمیمیت از نیاز ابتدایی‏تر دلبستگی[18] نشات می‏گیرد، بنابراین ضروری است، برای بررسی ارتباطات صمیمانه، تا جایی که امکان دارد در مورد روابط اولیه افراد با مراقبان اولیه آن‏ها اطلاعات کافی کسب شود. در نتیجه از عوامل موثر بر صمیمیت شخص، رابطه و دلبستگی او نسبت به والدین می‏باشد. بالبی[19] (1969) دلبستگی را در قالب نظریه‏ای بزرگ مفهوم‏سازی کرد. نظریه دلبستگی فقط نظریه تحول کودک نیست، بلکه نظریه تحول در گستره حیات نیز هست (وایس[20]‏، 1994). طبق نظر بالبی (1969، 1973، 1980) روابط دلبستگی همیشه موجودند و در سراسر چرخه زندگی فعال هستند (گودوین[21]، 2003). کیفیت رابطه و نوع دلبستگی کودک- والد، منجر به شکل‏گیری بازنمایی‏های ذهنی می‏شود که طرحواره ها یا الگوهای عمل آن‏ها را برای تعامل با خود و دنیای بیرون می‏سازند (بالبی، 1973؛ نافتل و شاور[22]، 2006). به دنبال پژوهش‏های کسانی از قبیل بالبی و اینزورث[23]، سه سبک دلبستگی ایمن[24]، دلبستگی ناایمن اجتنابی[25]، و دلبستگی ناایمن دوسوگرا[26] تشخیص داده شدند (اینزورث، بولهر، واتر و وال[27]، 1978). این سبک ها بعدها در مورد بزرگسالان نیز تأیید شدند (هازن و شاور[28]، 1987).

نتایج پژوهش‏های زیادی، استمرار و تداوم سبک دلبستگی را در چرخه زندگی تأیید می‏کنند (فریلی[29]، 2002؛ مین، کاپلان و کسیدی[30]، 1985؛ نافتل و شاور، 2006). افراد با دلبستگی ایمن، سطح بالاتری از اعتماد و رضایت و سطح پایین‏تری از تعارضات دارند، در حالی که افراد با دلبستگی اجتنابی، رضایت و صمیمیت کمتر و تعارضات بیشتر و افراد با دلبستگی دوسوگرا، با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بیشتر مشخص می‏شوند (کولینز، کوپر، آلبینو و آلارد [31]، 2002).

یکی دیگر از متغیرهایی که می‏تواند بر توانایی ارتباط صمیمانه فرد یا ترس از صمیمیت در وی تاثیر داشته باشد سبک‏های هویت در افراد است. اریکسون[32] (1982) این استدلال را مطرح می‏کند که تنها پس از تثبیت حس معقولانه هویت می‏توان صمیمیت بالیده و حقیقی را با شخص دیگری تجربه کرد (مونتگومری[33]، 2005 به نقل از دانشپور و همکاران، 1386).

در طول چهار دهه گذشته، پژوهش‏ها پیرامون هویت نوجوانان، بر اساس پارادایم پایگاه هویت مارسیا[34] مفهوم سازی شده است (حجازی و فرتاش، 1385). از جمله نظریه‏های مهم دیگر در هویت، نظریه سبک‏های هویت برزونسکی[35] است. به نظر برزونسکی (1990) سبک‏های هویت، نشان دهنده جهت‏گیری‏های پردازش اطلاعات هستند و نوجوان هنگام ساختن هویت خود و متعهد شدن نسبت به ارزش‏ها و باورها از آن‏ها استفاده می‏کند. نظریه برزونسکی بر مفروضه سازندگی مبتنی است، یعنی افراد نقش فعالی را در ساختن تفکر خود نسبت به واقعیتی که در آن زندگی می‏کنند، ایفا می‏کنند در این نظریه به تفاوت‏های افراد در استفاده از فرآیندهای تصمیم گیری، حل مسئله، مواجهه با مشکلات، درگیری با تکالیف پرداخته شده است.

برزونسکی سه سبک پردازش هویت[36] را مطرح می‏کند، سبک هویت اطلاعاتی[37]، سبک هویت هنجاری[38] و سبک هویت سردرگم- اجتنابی[39]. افراد با سبک هویت اطلاعاتی، در برخورد با موضوعات مربوط به هویت، هدفمند بوده و با تلاش ذهنی، سعی در سنجیده عمل کردن دارند؛ این افراد کنجکاوانه به دنبال اطلاعات مناسب جهت شکل دهی هویت خود هستند. آنها اطلاعات را ارزیابی کرده و مورد قضاوت قرار می‏دهند. افراد دارای سبک پردازش هویت هنجاری، هماهنگ با انتظارات گروه مرجع و افرادی که در زندگی آنها مهم می‏‏باشند عمل می‏کنند و بدون ارزیابی باورها و ارزش ها، آنها را درونی می‏کنند. و افراد سردرگم- اجتنابی، تمایلی به رویارویی با مسائل و موقعیت های تعارض برانگیز ندارند و سعی در طفره رفتن و اجتناب از این موقعیت ها می‏کنند و تا حد امکان، تصمیم گیری را به تاخیر می‏اندازند (آذر پیکان، 1390).

با توجه به مطالب فوق و تاثیر مراقبان اولیه و هم‏چنین سبک‏های هویت هر شخص در برقراری ارتباطات صمیمانه وی در بزرگسالی، در پژوهش حاضر، به بررسی پیش‏بینی ترس از صمیمیت در افراد با توجه به سبک های دلبستگی و سبک های پردازش هویت در آنها پرداخته شده است.
***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلو