سازوکارهای شناختی رفتاری

علاوه بر تشخیص دقیق ، مهم است عواملی را شناسایی کرد که بر پیدایش اختلال لجبازی – نافرمانی تاثیر می گذارند تا از این طریق بتوان درمان را به نحو مؤثرتری طراحی کرد . اگرچه برخی استدلال کرده اند که نشانه های شاخص اختلال لجبازی – نافرمانی و اختلال سلوک تنها از نظر میزان شدت پریشانی یا اختلال رفتاری ، با هم تفاوت دارند (آخن باخ ، 1993 )

بررسی دقیق سازوکارهای پایه این دو اختلال ، عوامل دیگری را آشکار می سازد که ممکن است در تفکیک آنها مفید باشند . برای مثال یکی از این عوامل که اختلال لجبازی –نافرمانی و اختلال سلوک را متمایز می کند این است که اختلال سلوک برخلاف اختلال لجبازی – نافرمانی با رعایت نکردن و بی احترامی به حقوق اساسی دیگران ارتباط دارد (انجمن روان پزشکی امریکا ، 2007 )

کودکان دارای اختلال سلوک اغلب به عنوان کسانی توصیف می شوند که توجه کمی به تاثیر رفتارهایشان بر دیگران دارند یا مطلقاً نسبت به آن توجهی ندارند . اگرچه کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی با انضباط و انتظارات والدین و سایر اشخاص دارای قدرت ، مخالفت می ورزند ، ولی ذاتاً همانند کودکان دارای اختلال سلوک ، دیگران را حقیر نمی شمارند . اگر این نکته را به زبان رویکرد شناختی مطرح کنیم ، به نظر می رسد کودکان دارای اختلال سلوک درباره عواقب اعمالشان کمتر فکر می کنند و از تجزیه و تحلیل اخلاقی موضوع ناتوان هستند ، در صورتی که کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی مهارت های حل مسئله ضعیفی نشان می دهند و می کوشند در برابر تحمل رفتارهای معین از سوی اشخاص مهم مانند والدین مقاومت کنند این تمایز مورد تأیید طیفی از پژوهش هاست که روابط بین جنبه های مختلف شناخت اجتماعی و پرخاشگری شدید را برجسته می سازند (گورا[1]، هیوزمن[2] ، هانیش[3]، 1987 ؛ کاردین و همکاران ، 1987) . بدین ترتیب ، بهتر است مبانی شناختی هر دو اختلال و تفاوت باورها ، نگرشها ، انتظارها و اسنادهای کودکان دارای اختلال سلوک و کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی را مدنظر قرار داد .

متأسفانه ، بیشتر پژوهشهای شناختی – رفتاری تاکنون برکودکان بزهکار یا کودکان دارای اختلال سلوک متمرکز بوده اند ، بررسی های اندکی درباره بنیادهای شناختی اختلال لجبازی – نافرمانی و تفاوت آنها از مفروضه های شناختی اختلال سلوک موجود است این امر تا حدودی ناشی ازاین واقعیت است که اختلال لجبازی – نافرمانی نوعاً در کودکان و در سالهای پیش دبستانی و ابتدایی ظاهر می شود . هنگامی که شناخت ها ناپایدار و در نتیجه برای سنجش با ثبات ، دشوار تر هستند (هیوزمن و همکاران ، 1992) .

تحقیقات مختلف نشان داده است که مشکلات روانی والدین، بخصوص مادر، در رشد و حفظ اختلال نافرمانی مقابله ای کودک اثرگذار است (سندرز، 2003).

اکثریت مطالعاتی که درباره رشد اختلال لجبازی – نافرمانی به تحقیق می پردازند بر نقش خانواده تأکید دارند (فریک و همکاران ، 1993؛ پاترسون [4]، ریدو[5] ، دیشیون[6] ،1992 ، تولان و لوبر، 1992) برای مثال پاترسون ، ریدو دیشیون (1992) سه ویژگی در والدین بر می شمارند که به نظر می رسد احتمال پیدایش اختلال لجبازی – نافرمانی را افزایش می دهند و ضروریست در صورت بندی طرح های درمانی مورد توجه قرار گیرند :1)مشکلات روانی والدین 2)شیوه های ناموثر تربیت فرزند 3)از هم گسیختگی زناشویی

مشکلات روانی در والدین ، به ویژه اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، همواره کودکان دارای اختلال لجبازی –نافرمانی را ازسایر گروه های کلینیک متمایز می سازد (فاراؤنه ، بیدرمن ، کینان و تسانگ ، 1991 ، فریک و همکاران ، 1992 ، شاخر و واچ اسموت [7]، 1990) اشکال دیگر آسیب شناسی روانی والدین ، مانند سوء مصرف مواد و افسردگی نیز با سرپیچی و نافرمانی کودک ارتباط دارند (فوره هند[8]و بوردی [9] 1985 ، فریک و همکاران ، 1992 ) با این وجود رابطه بین اختلال شخصیت ضد اجتماعی والدین و اختلال لجبازی – نافرمانی کودک چنان قوی است که پراکنش در همبستگی میان اختلال لجبازی – نافرمانی و سوء مصرف مواد (فریک و همکاران ، 1992 ) و نیز بین اختلال لجبازی – نافرمانی و سایر متغیرها مانند سن پایین مادران (کریست و همکاران،  1990  ) را توجیه می کند .

علاوه بر این اگرچه اختلال شخصیت ضد اجتماعی در والدین غالباً رفتار لجبازی – نافرمانی در کودک را پیش بینی می کند ، خود نیزمی تواند کانون ضروری مداخله باشد چرا که آسیب شناسی روانی والدین می تواند در تلاش جهت تغییر شیوه های کنترل رفتار کودک توسط والدین مداخله کند . بعضی از شیوه های تربیت فرزند ، مانند تعامل خانوادگی مهر آمیز ، زمینه ساز رفتارهای لجبازی – نافرمانی و خصمانه هستند ، یعنی رفتارهایی که مشخصه اختلال لجبازی – نافرمانی    می­باشند . چندین الگوی مشخص تعامل خانوادگی وجود دارند که کودکان لجباز و غیر لجباز را تفکیک می کنند . برای مثال والدین کودکان نافرمان به تقویت رفتار مقابله ای و بی توجهی یا تنبیه رفتارهای اجتماعی مثبت گرایش دارند (پاترسون، 1976 ) همچنین معلوم شده است که آنها بیش از والدین دیگر نسبت به کودکان خویش انتقاد می کنند (رابینسون[10]و آیبرگ[11]، 1981 ) به علاوه والدین کودکان لجباز تمایل دارند که به کودکانشان دستور دهند ، بدون اینکه فرصت دهند آنها به دستورهایشان پاسخ گویند (پید[12]، رابرتز[13]و فوره هند ، 1977 ) بیشتر این دستورها ، توقعاتی     می­باشند که به منظور تقویت کردن یا بازداری از رفتارهای مشخص تربیت یافته اند (گرین ، فوره هند، مک ماهون [14]، 1979 ) و عباراتی را بیان می کنند که تهدید آمیز ، آزار دهنده و خصمانه و تحقیر آمیز هستند (دلفینی  [15] ، برنال [16]، وروزن [17] 1976 ) آنها همچنین تمایل دارند مقررات محدود کننده تری را تحمل کنند (گرین و همکاران 1979 ) در برخی موارد رفتار لجبازی- نافرمانی ناشی از شیوه انضباطی متناقضی است که از ترس و اضطراب والدین درباره تحمل محدودیت ها یا مجوزها نشات می گیرد (تولان ، 1989 ) تجربه بالینی ما نشان می دهد که بیشتر این والدین به خاطر تجربه مورد بد رفتاری ، یا مورد غفلت قرار گرفتن در زمان کودکی ، در ارائه هر شیوه انضباطی با دشواری رو به رو هستند (تولان ، 1991 )

بنابراین به نظر می رسد رفتار لجبازی – نافرمانی در کودکان با تعامل خانوادگی انتقاد گرانه ، تعارض آمیز ، ناهماهنگ ، تنبیهی یا قهر آمیز ارتباط روشنی دارد . سرانجام ، همان طور که برخی مطرح   کرده اند ، مشکلات رفتاری کودک در زمینه مشکلات زناشویی رخ می دهند (فرامو[18]، 1975 ) در واقع، شواهد نشان گر آن است که اختلال زناشویی  با رفتار نافرمانی و ایذائی در کودکان مرتبط است (امری [19]1982 ، فوره هند ، برودی و اسمیت [20] 1986 ، جانسون [21] و لوبیتز[22]1974  )

به نظر می رسد این رابطه هنگامی که اختلال والدین آشکارا خصومت آمیز است در مقایسه با زمانی که عدم رضایت پنهان وجود دارد نیرومند تر می باشد .

همچنین این رابطه در میان پسران چشمگیر تر است تا در میان دختران (امری و اُلیری [23] ،1982 پورتر [24] و اُلیری، 1980 ) رابطه بین تنش زناشویی و لجبازی کودک می تواند مهم باشد و ضروریست در طراحی درمان در نظر گرفته شود .

[1] Guerra

[2] -Huesmann

[3] -Hanish

[4] -Patterson

[5] -Reid

[6] -Dishion

[7] -Wach smuth

[8] -Forehand

[9] -Brody

[10] -Robinson

[11] -Eyberg

[12] -Peed

[13] -Roberts

[14] -Mc.Mahon

[15] -Delfini

[16] -Bernal

[17] -Rozen

[18] -Framo

[19] -Emery

[20] -Smith

[21] -Jahnson

[22] -Lobits

[23] -Oleary

[24] -Porter

Written by