دانلود پایان نامه

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : مهندسی کشاورزی

عنوان : شناسایی عوامل مؤثر برپذیرش نهاده­ های زیستی توسط گندم کاران شهرستان دورود

دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین(خوزستان)

دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی

گروه ترویج و آموزش کشاورزی

پایان نامه­ کارشناسی ارشد ترویج و آموزش کشاورزی

عنوان:

شناسایی عوامل مؤثر برپذیرش نهاده­های زیستی توسط گندمکاران شهرستان دورود

(مورد مطالعه: دهستان حشمت آباد)

استاد راهنما:

دکتر بهمن خسروی­پور

استادان مشاور:

دکتر مسعود برادران

دکتر منصور غنیان

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

بخش کشاورزی بیشترین و نزدیکترین ارتباط را با محیط­زیست دارد و این ارتباط یک رابطه متقابل و دوسویه است که از یک طرف فرسایش خاک، تولید و عملکرد محصولات کشاورزی را تحت تأثیر منفی قرار می­دهد و از جانب دیگر، مواد آلاینده بخش کشاورزی و مصرف بی­رویه کودها و سایر مواد شیمیایی و سموم در این بخش، صدمات جبران ناپذیری به محیط­زیست وارد می­ کند. تأثیرات نامطلوب کودها و آفت­کش­ها بر محیط­زیست منجر به توجه بیشتر و استفاده از روش­هایی گردیده که در آن نیازی به مصرف مواد شیمیایی نبوده یا کم باشد و این هدف موجب شده است تا با توجه به کشاورزی بوم شناختی، بحث پایداری در کشاورزی مورد توجه قرار گیرد و در این راستا یکی از راهکارهای عملی، کشاورزی زیستی است. کشاورزی زیستی در واقع به حداقل رساندن استفاده از نهاده­های خارج از مزرعه و استفاده از نهاده­های درون مزرعه­ای به منظور افزایش سلامت کشاورزی و حفظ محیط­زیست می­باشد. در این نظام به جای استفاده از نهاده­های خارجی نظیر انواع کودهای شیمیایی و آفت­کش­ها، از تناوب زراعی با بقولات، مالچ، انواع کودهای آلی نظیر کودسبز، کمپوست، کودهای حیوانی و کودهای زیستی استفاده می­شود تا ضمن ذخیره مواد­غذایی در خاک، علف­های هرز و آفات، کنترل شوند. این مطالعه با هدف، شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش نهاده­های زیستی از دیدگاه گندم­کاران دهستان حشمت­آباد در شهرستان دورود از توابع استان لرستان انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق گندم­کاران دهستان حشمت­آباد شهرستان دورود، شامل 700 نفر بوده است. حجم نمونه مورد مطالعه با بهره گرفتن از جدول مورگان 248 نفر تعیین گردید. از فن پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع­آوری اطلاعات استفاده شد. روایی صوری توسط اعضای هیئت علمی و متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی تأیید شد، ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق در دامنه 79/0 تا 93/0 به دست آمد. داده­های حاصل از پرسشنامه با بهره گرفتن از نرم­افزار win20  spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ادراک از سودمندی، ادراک از سهولت کاربرد نهاده­های زیستی، نگرش به کاربرد و تمایل به کاربرد رابطه مثبت و معنی­­داری در سطح 05/0 و 01/0 درصد با رفتار کشاورزان جهت کاربرد نهاده­های زیستی داشتند. همچنین نتایج بیانگر این بودند که متغیرهای بیرونی بر ادراک از سودمندی و ادراک از سهولت کاربرد نهاده­های زیستی مؤثر بودند. ادراک از سهولت کاربرد بر ادراک از سودمندی کاربرد نهاده­های زیستی مؤثر بوده است، همچنین متغیرهای ادراک از سودمندی، نگرش به کاربرد و تمایل به کاربرد نیز بر رفتار کشاورزان جهت کاربرد نهاده­های زیستی مؤثر بودند.در مجموع متغیرهای بیرونی، ادراک از سودمندی، ادراک از سهولت، نگرش و تمایل توانسته ­اند 20/0 درصد از واریانس متغیر رفتار را تبیین کنند. در پایان پیشنهادهایی به منظور افزایش میزان پذیرش نهاده­های زیستی توسط کشاورزان ارائه گردیده است.

فصل اول: مقدمه

1-1- مقدمه

کشاورزی به خصوص در کشورهای کمتر توسعه­یافته، فعالیتی عمدتا مخاطره­آمیز است و تصمیم ­گیری­ها و فعالیت­های بهره­برداران معمولأَ تحت تأثیر این پدیده و جنبه­ های مختلف آن قرار دارد و هرچند که کشاورزی فعالیتی اقتصادی است که از طریق تأمین غذا سهم بسیار مهمی در تولید ناخالص داخلی کشور دارد، اما کشاورزی می ­تواند آثار جانبی منفی و مخربی نیز بر محیط­زیست، سلامت انسان و موجودات زنده داشته باشد و میزان مصرف سموم در واحد سطح در کشورهای توسعه­یافته تفاوت بسیار چشم­گیری با کشورهای در حال توسعه دارد و کشورهای توسعه یافته به سمت روش­های غیر­شیمیایی در جهت کاهش مصرف سموم علف­کش شیمیایی گام برداشته­اند، ولی در کشورهای در حال توسعه چنین حرکتی، به طور جدی شروع نشده است( قربانی و همکاران، 1389 ).  در سال­های اخیر نگرانی­های زیادی در مورد کیفیت مواد غذایی و مسائل زیست­محیطی وجود دارد( بولای[1]، 2010). بخش کشاورزی بیشترین و نزدیکترین ارتباط را با محیط­زیست دارد و این ارتباط یک رابطه متقابل دوسویه است که از یک طرف فرسایش و تخریب محیط­زیست، تولید و عملکرد محصولات کشاورزی را تحت تأثیر منفی قرار می­دهد و از جانب دیگر،  مواد آلاینده بخش کشاورزی و مصرف بی­رویه کودها و سایر مواد شیمیایی در این بخش، صدمات جبران ناپذیری به محیط­زیست وارد می­ کنند( رشید قلم و خلیلیان، 1390 ).  تأثیرات نامطلوب کودها و آفت­کش­ها بر محیط­زیست منجر به توجه بیشتر و استفاده از روش­هایی گردیده که در آن نیازی به مصرف مواد شیمیایی نبوده یا کم باشد و این هدف موجب شده  که با توجه به کشاورزی بوم شناختی[2] بحث پایداری در کشاورزی مورد توجه قرار گیرد و یکی از راهکارهای عملی، کشاورزی زیستی[3] است(عبدی و همکاران، 1391 ). امروزه کشاورزی زیستی به سرعت در حال رشد است و درحال حاضر بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای اروپایی توسعه کشاورزی زیستی را در برنامه اجرایی خود قرار داده­اند و مهم­ترین و اصلی­ترین مشخصه­ی حضوردر بازارهای جهانی محصولات عاری از ترکیبات شیمیایی شده است. بی­گمان بایستی استفاده از کودهای شیمیایی زیان­آور در کشاورزی را متوقف کرد( دولت آبادی و همکاران، بی تا ). به منظور افزایش حاصلخیزی خاک و در نتیجه افزایش عملکرد گیاهان در کشاورزی زیستی استفاده از کودهای زیستی، کودهای آلی و مالچ  به عنوان جایگزینی برای کودهای شیمیایی، مطرح می­باشد و در دهه­ی گذشته مصرف کودهای شیمیایی، اثرات و پیامدهای زیست محیطی نامطلوبی نظیر آلودگی آب و خاک و همچنین بروز مشکلاتی در خصوص وضعیت سلامت انسان­ها و دیگر موجودات زنده را به همراه داشته است(رحمانی، 1389 ). در کشاورزی پایدار برای، بهبود کیفیت خاک، محصولات کشاورزی و حذف آلاینده­ها از روش­های غیر­شیمیایی مانند: تناوب زراعی، کود سبز،  مبارزه بیولوژیک، کودهای حیوانی، کمپوست و یا مقادیر کمتر نهاده­های شیمیایی استفاده می­شود(حسین زاده و قربانی، 1390 ). بنابراین استفاده از نهاده­های زیستی یکی از ارکان اصلی کشاورزی زیستی در زیست بوم­های زراعی است که با هدف حذف کاربرد کودهای شیمیایی است و کودهای آلی سبب تأمین سلامت انسان و محیط زندگی می­گردند و  استفاده از کودهای زیستی نیز یکی از راهکارهای مؤثر در حفظ کیفیت مطلوب خاک محسوب می­گردد که باعث افزایش واکنش­های مفید بین گیاه و میکروارگانیسم­ها در ریزوسفر شده و توان گیاه را برای جذب بیشتر عناصرغذایی افزایش می­دهد(خالص­رو و همکاران،1390­).

گندم به عنوان ابزاری سیاسی در روابط بین الملل و حتی برای اعمال سلطه و فشار سیاسی بر کشورهای نیازمند جهان سوم به کار گرفته می­ شود، از این رو راهکارهای صحیح افزایش تولید و عرضه این کالا امری بسیار ضروری است(هژبر کیانی و حاجی احمدی، 1381­). تولید گندم با حداقل بکارگیری نهاده­های شیمیایی یکی از اهداف مهم کشاورزی جدید برای کاهش اثرات منفی استفاده از نهاده­های شیمیایی می­باشد(قربانی و همکاران، 1390­)­. با بهره گرفتن از کودهای مناسب می­توان تولید گندم را در واحد سطح افزایش داد(زکی و همکاران[4]،2012 ) . کودهای زیستی نقش قابل توجهی در بهبود عملکرد گندم نسبت به کودهای شیمیایی دارند( قادری دانشمند[5]، 2012 ) و استفاده از کودهای زیستی  بر رشد و بهره­وری گندم تأثیر مثبت می­گذارد و سبب افزایش قابل توجهی در ارتفاع  بوته­ی گندم شده و پنجه­زنی گندم را نیز افزایش می­دهد(سینگ[6] و همکاران، 2011­). با توجه به اثرات مثبتی که نهاده­های زیستی بر کشاورزی و محیط­زیست دارند، گندم­کاران تمایلات مثبت و منفی متفاوتی نسبت به دریافت و پذیرش این نهاده­ها نشان می­ دهند(حسن پور و همکاران،1391­) .

با توجه به تحقیقات صورت گرفته برای بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش یک فناوری مدل­های گوناگونی در جهان به کارگرفته شده که از معتبرترین آنها مدل پذیرش فناوری دیویس (TAM  )[7] است که به بررسی ­عوامل در سطح فردی می ­پردازد( شعاعی و علومی، 1386­). مدل پذیرش فناوری دیویس یک نظریه نظام اطلاعات و ارتباطات است و دلایل اینکه چرا کاربران یک فناوری اطلاعات خاص را می­پذیرند یا رد می­ کنند نشان می­دهد، مدل پذیرش فناوری در آغاز توسط دیویس پیشنهاد شد(احمدی ده قطب الدینی، 1389).

مدل پذیرش فناوری ( TAM ) که توسط «دیویس » در سال 1989 ارائه شده به عنوان قدرتمندترین و تأثیرگذارترین مدل در زمینه توصیف رفتار و تعیین عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری اطلاعات، توسط افراد است. اجزای این مدل شامل متغیرهای بیرونی، اصل سودمندی ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده، نگرش،  تمایل و رفتار که پایه­ی پذیرش فناوری را تشکیل می­ دهند و مدل پذیرش فناوری بیان می­دارد که متغیرهای بیرونی بر سودمندی ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده تاثیر می­گذارد و این دو ادراک، تعیین­کننده نگرش کاربران و مشتریان برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات خواهد بود و مرحله آخر، تمایل فرد برای استفاده است که منجربه استفاده واقعی از فناوری اطلاعات و ارتباطات می­شود و رفتارشان را نسبت به کاربری فناوری تحت تأثیر قرار می­ دهند(حورعلی و همکاران، 1390­). این پژوهش به دنبال شناسایی عواملی است که در غالب مدل TAM دیویس بر پذیرش نهاده های زیستی توسط گندمکاران دهستان حشمت آباد شهرستان دورود تأثیر می­گذارند .

2-1- بیان مسئله

یکی از بزرگترین چالش­های روبروی جامعه بشری در دهه­های اخیر، امنیت و سلامت غذای جمعیت رو به افزایش در دنیا است و در حال حاضر تأمین غذا مسئله اصلی بسیاری از کشورها بوده و بسیاری از دولت­ها به علت بحران غذا در معرض بحران­های اجتماعی و سیاسی نیز قرار دارند و برای اولین بار در دهه­ی پنجاه میلادی، افزایش جمعیت از یک طرف و محدودیت­های منابع اولیه تولید از طرف دیگر، باعث حرکت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتی با عنوان انقلاب سبز کشاورزی گردید، در دهه 1330 قبل از آن­که تولید و مصرف کودهای شیمیایی در کشور مطرح شود، تولید و مصرف کودهای آلی در سطح کشور رایج بود. همزمان با ورود کودهای شیمیایی به کشور، سازمان ترویج کشاورزی، مصرف این نوع کودها را تشویق نمود و بسیاری از کشاورزان برای رسیدن به حداکثر عملکرد به کودهای شیمیایی روی آوردند. با سرازیر شدن بذرهای اصلاح شده، کود و سموم شیمیایی به بازار مصرف و تشویق کشاورزان به استفاده از آن­ها و حمایت همه­جانبه از این نهاده­ها و سود­آوری کوتاه­مدت آن­ها، دیری نپایید که این نهاده­ها از سوی کشاورزان پذیرفته شده و به میزان زیادی مورد استفاده قرار گرفت و اما عدم آگاهی و نبود دانش فنی کشاورزان باعث استفاده غیربهینه از این نهاده­ها گردید، به نحوی که مصرف بیش از حد برخی نهاده­های کشاورزی نه تنها باعث افزایش تولید نگردید بلکه کاهش تولید در بلند­مدت را فراهم ساخت. بدین ترتیب رفته رفته مصرف کودهای آلی فراموش شد و این تفکر غلط بر کشاورزان حاکم شد که با مصرف هر چه بیشتر کودهای شیمیایی محصول بیشتری عایدشان خواهد شد. به طوری­که مصرف کود شیمیایی در ایران 800 هزار تن در سال بود، که چهار برابر مصرف درآمریکاست(هزاری و حاجی میر رحیمی، 1389­،  پور قاسم و علی بیگی، 1392).

   مصرف زیاد سم و کودهای شیمیایی در محصولات کشاورزی در تمامی جهان و بخصوص در ایران یک معضل عمده بهداشتی می باشد. در حال حاضر در کشور ما سرانه مصرف سم در محصولات کشاورزی به ازای هر نفر ۴۰۰ گرم و همچنین میزان مصرف کود شیمیایی از 5/2 به 5/3 میلیون تن طی ۱۰ سال گذشته افزایش داشته است. در کشاورزی متعارف بیش از ۳۰۰ نوع ترکیب شیمیایی خطرناک نظیر آفت­کش­ها، علف­کش­ها و کودهای شیمیایی به­منظور کنترل آفات و حشرات و حاصلخیز­سازی خاک استفاده می­گردد. استفاده­ی اولیه از آفت­کش­ها در کاهش هجوم آفات و افزایش تولید محصول­های کشاورزی بسیار مؤثر بوده است، ولی امروزه به دلیل چالش­های زیست­محیطی و پیامدهای ناشی از بقایای سم­ها در غذای مصرف­ کنندگان، کاهش استفاده از این سم­ها مورد توجه همگان قرار گرفته است. افزایش مصرف سم­های شیمیایی، آلودگی­های زیادی مانند آلودگی آب، انتقال آن به خاک و دام­ها، آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی و آلودگی هوا را به دنبال داشته است.  همچنین ایجاد نژادهای مقاوم آفات به آفت­کش­های شیمیایی، از بین بردن حشرات مفید و دشمنان طبیعی آفات، به وجود آمدن و شیوع آفت­های جدید، تأثیر بر روی دیگر موجودات زنده و کسانی که در تماس مستقیم با آن­ها هستند، کاهش تنوع زیستی از دیگر چالش­های زیست محیطی ناشی از وابستگی نظام­های کشاورزی رایج به آفت­کش­های شیمیایی می­باشند(زمانی میاندشتی و همکاران، 1392). استفاده بیش از اندازه از کودهای شیمیایی به ویژه هنگامی که با عملیات مدیریتی نامناسب مثل سوزاندن بقایای گیاهی همراه شود، میزان ماده آلی خاک را به شدت کاهش می­دهد، این موضوع روی ویژگی­های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تأثیر گذاشته و امکان فرسایش را در این گونه خاک­ها افزایش می­دهد. امروزه به دلیل افزایش اهمیت مسائل زیست­محیطی توجه بیشتری به نهاده­های زیستی برای جایگزینی کودهای شیمیایی شده است( وطن­خواه، 1392). از آنجا که بخش عمده­ای از خاک­های ایران جزو خاک­های مناطق خشک و نیمه خشک محسوب شده و مقدار مواد آلی آن­ها کمتر از یک درصد است استفاده از کودهای آلی نه تنها باعث افزیش تولید محصولات کشاورزی خواهد شد بلکه از فرسایش و تخریب خاک جلوگیری نموده و رسیدن به کشاورزی پایدار را ممکن می­سازد( صفا و قفقازی، 1386).  از جمله محصولاتی که برای تولید آن از نهاده­های شیمیایی استفاده می­شود گندم است. گندم، گیاه پر­اهمیتی است که یکی از جنبه­ های بسیار مهم در زراعت آن، استفاده از کودها می­باشد. در ایران در گذشته کشت گندم در تناوب با دیگر گیاهان زراعی معمول و یا با آیش صورت می­گرفت. در چنین شرایطی فرصت کافی برای چرانیدن و یا پوسیده شدن بقایای گیاهی وجود داشت، اما در سال­های اخیر بنا به دلایل مختلف از جمله افزایش بهای گندم، سهولت کاشت و برداشت مکانیزه و تأمین آب و کود مورد نیاز کشاورزان دراغلب مناطق گندم­خیز، گندم به صورت پیاپی کشت می­گردد و اغلب کشاورزان بلافاصله پس از برداشت به سوزاندن بقایای آن اقدام می­ کنند و با این عمل زمین راحت­تر برای کشت بعدی آماده شده و مقادیری مواد معدنی نظیر کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم از بقایا آزاد می­گردد و از طرف دیگر سوزاندن بقایا سبب کاهش ماده آلی خاک شده و مواد آلی خاک را در بلند مدت کاهش داده و منجر به تلفات نیتروژن، کربن، گوگرد و غیره از طریق تصعید آن­ها می­گردد(مسکر باشی و همکاران، 1383­). در این رابطه استفاده از کودهای شیمیایی به عنوان سریعترین راه برای جبران کمبود عناصر غذایی خاک لازم به نظر می­رسد، ولی هزینه رو به افزایش تولید کودهای شیمیایی، آلودگی خاک و آب ناشی از مواد شیمیایی و کاهش کیفیت تولیدات کشاورزی باعث ایجاد مسائل بغرنج شده است(جعفری مقدم و همکاران، 1389). به همین دلیل کشاورزی زیستی به عنوان راه­حلی جهت جلوگیری از تخریب محیط­زیست و آلودگی­های ناشی از نهاده­های شیمیایی می­باشد، در کشورهای اروپایی کشاورزان را تشویق می­ کنند که از  کشاورزی زیستی استفاده کنند(لاپلی و کلی[1]، 2010).

   به هر حال کشاورزی زیستی به عنوان یک مفهوم کشاورزی، اگرچه سابقه­ای تاریخی دارد اما در سال­های اخیر به عنوان یک رهیافت جامع­نگر با در نظر داشتن دیدگاه­های بوم­شناسی و توسعه پایدار مورد توجه جهانی واقع شد و با در نظر گرفتن اصولی خاص سعی در اجرای برنامه ­های کاهش مصارف سموم و کودهای شیمیایی در راستای کشاورزی پایدار و متناسب با حفظ زیست­بوم­ها و بهداشت تمامی افرادجامعه داشته است( رازقی و همکاران، 1389).

اما با وجود مزایای فراوان، نتایج تحقیقات حاکی از آن است که توسعه کشاورزی زیستی در جهان و همچنین، در ایران با موانع و مشکلات بسیاری مواجه است. برای توسعه کشاورزی زیستی و استفاده از نهاده­های زیستی لازم است نقش سایر عوامل مانند: آگاهی واطلاعات، گرایش و تمایلات فردی، نگرشی و دانش کشاورزان، عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی وغیره در نظر گرفته شود. مطالعات نشان می­دهد که دانش کم کشاورزان، انگیزه و علاقه محدود آن­ها به کسب اطلاعات بیش­تر در مورد کشاورزی، تجربه کم درباره تولیدات  زیستی­، سطح تحصیلات پایین کشاورزان و کم سوادی آن­ها، عدم حمایت دولت از کشاورزان تولید­کننده محصولات زیستی و نبود اعتقاد و نگرش مثبت به کشاورزی زیستی و غیره از موانع کشاورزی زیستی می­باشند. همچنین عادت­کردن کشاورزان به مصرف مواد شیمیایی در کشاورزی، افزایش تولید و درآمد کشاورزان با مصرف مواد شیمیایی درکشاورزی متداول، اظهار ناتوانی و نداشتن مهارت در مدیریت کشت زیستی توسط کشاورزان نیز مانع از پذیرش کشاورزی زیستی توسط کشاورزان شده است و  کشاورزان به کشت محصولات زیستی علاقه نشان نمی­دهند و رغبتی برای استفاده از نهاده­های زیستی ندارند،  بنابراین، می­توان با آموزش و برطرف کردن مسائل و مشکلات پیشین در زمینه کشاورزی زیستی، در کشاورزان نگرش و علایق مثبت در جهت کشت محصولات زیستی ایجاد کرد(پاپ­زن و شیری، 1391). بنابراین باید اقدام به توسعه کشاورزی زیستی و کاربرد هر چه بیشتر این کشاورزی توسط کشاورزان نمود،  باید هدف­گذاری­ها به سوی تولید محصولات سالم و محصولاتی که در تولید آن­ها از مواد شیمیایی استفاده نگردیده سوق داده شود و باید تفکر استفاده از کود و مواد شیمیایی را (که باعث افزایش تولید می­گردد) در ذهن کشاورزان عوض نمود و آن­ها را تشویق به تولید محصولات سالم و ارگانیک نمود. با توجه به اهمیت محصول گندم در شهرستان دورود و کاربرد بی­رویه­ی نهاده­های شیمیایی در کشت این محصول توسط کشاورزان، بنابراین این پژوهش به دنبال این است که چه عواملی بر پذیرش نهاده­های زیستی توسط کشاورزان مؤثر می­باشند؟

[1] Lapple and Kelley

1- Boulay

[2]– Ecological Agriculture

2- Biological Agriculture

[4]-Zaki and etal

[5]-Ghaderi-Daneshmand

[6]– Singh and et.al

[7]– Technology Acceptance Model

تعداد صفحه : 184

قیمت : 14700 تومان

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد:ارزیابی اثرات تجمعی (CEA) توسعه صنایع پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

دانلود پایان نامه