دانلود پایان نامه

نظریه تغییر رفتار

لویتن1989[1]،طبق نظریه تغییر رفتار، همه ابعاد روانی – اجتماعی ساختار الگویی دارند و به طور یکپارچه رفتار ها و مکانیسم های مقابله ای مثبت را باعث می شوند. از نظر روانشناسان، ویژگی های شخصیتی اساس الگو های رفتاری افراد می باشد. آلپورت شخصیت را سازمانی پویا از نظام های روانی و جسمانی می داند که در درون فرد قرار دارندو تا اندازه ای قابل پیش بینی هستند که بر عواطف و الگو های رفتاری انسان تاثیر می گذارند(کدیور و جوادی،1392).

1- آیزنک

از نظر آیزنک ترکیب شرایط محیط و عوامل نورولوژیکی و شخصیتی باعث به وجود آمدن ویژگی های شخصیتی مختلف می شود. براساس این فرضیه برخی شخصیت ها نسبت به انجام برخی رفتار ها مستعد هستند. آیزنک درون گرایی- برونگرایی، روان رنجوری و روان نژندی را عوامل اصلی شخصیت می داند که هر کدام ساختار زیستی معینی دارند و از ترکیب مختلف این عوامل تفاوت های فردی بوجود می آید. گرای با دید دیگری به نظریه آیزنک دو نظام متمایز مغزی فعال سازی/ بازداری رفتاری را توصیف می کند که به پاداش و تنبیه های احتمالی حساس است. افرادی که نظام فعال سازی رفتاری قوی تری دارند وقتی با احتمال تنبیه مواجه می شوند از آن می گریزند و از رفتاری که منجر به پیامد های ناخوشایند شود دوری کنند. نظام فعال سازی رفتاری صرفا برای دست یابی به نتایجی که برای فرد پاداش دهنده است عمل می کند و موجب عدم توجه و تنبیه می شود(عبدی و همکاران، 1388).

 

2- الگو های زیستی

الگو های زیستی بر عوامل ژنتیک، تاثیرات هورمونی و رویداد های دوران بلوغ در پیدایش و بروز رفتار های پر خطر توجه کرده اند(کیمبرلی [2]و همکاران، 2005). رویکرد رشدی دیگر، بر تحولات زمینه های زیستی، روانی و اجتماعی نوجوانی اشاره دارد و معتقد است رفتار های پر خطر شیوه ای برای مقابله با حوادث طبیعی دوران رشد است. اما از سوی دیگر، از جمله ویژگی های شخصیتی مرتبط با رفتار های پر خطر، هیجان خواهی است که همراه با ویژگی های دیگری چون خود نظم دهی ضعیف، تکانشی بودن، نوجویی و عاطفه منفی بالا، ادراک خطر پایین(رولیسون و شرمن[3]، 2002)و کانون کنترل(زاکرمن و همکاران[4]، 1978) در بروز رفتار های پر خطر دخیل قلمداد شده اند.

 

2-6- گرایش به اعتیاد به عنوان رفتار پرخطر در نوجوانان

تعداد قابل توجهی از افراد را می توان یافت که از نظر شخصیتی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. بعضی از افراد در معرض خطر جدی اعتیاد به یکی از مواد مخدر قرار دارند. بی تردید افرادی که مستعد اعتیاد شناخته می‌شوند، بیش از دیگران در معرض خطر وابستگی قرار دارند؛ گرچه مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته است از جهت پیشگیری، بی‌نهایت سودمند است؛ باید توجه داشت که تنها این عده نیستند که به اعتیاد گرایش پیدا می کنند؛ البته شرایط عاطفی شخصی برای سوق دادن فرد به اعتیاد شرط کافی است، اما به هیچوجه شرط لازم به حساب نمی‌آید. افرادی که بیش از دیگران مستعد اعتیاد هستند، شخصیتهایی هستند باز، غیر قراردادی، اجتماعی و مخالف خوان یا شخصیتهایی بسته، گوشه گیر و بی‌حوصله (برژره، 1986، به نقل از گرگانی، 1378).

همچنین بین افراد معتاد و افراد غیر معتاد، تفاوتهای معناداری در شیوه‌های مقابله وجود دارد. افراد معتاد، در شیوه‌های مقابله‌ای خود، از خوشتن داری، باز برآورد مثبت،جستجوی حمایت اجتماعی‌، حل مدبرانه مسئله و مسئولیت‌پذیری کمتر برخوردارند. مقابله آنها بیشتر به صورت شیوه‌های دوری جویی، اجتناب و گریز از رویارویی می‌باشد. آنها بیشتر از سبکهای حل مسئله نا کارآمد و اجتناب استفاده می‌کنند و از سبک‌های حل مسئله و فعالیت اعتماد در حل مسئله و تقرب، کمتر سود می‌جویند. و با توجه به الگوی مقابله‌ای و سبک حل مسئله معتادان که برای رویارویی با مسائل ریز و درشت زندگی طبیعی،  روشهای ناکارآمد و ضعیفی دارند، به نظر می‌رسد این الگوها، زمینه گرایش به اعتیاد، مشکلات اجتماعی و روانشناختی فرد را افزایش داده و دور باطلی را بوجود می‌آورد (عبدی،1380).

تا چند سال پیش، اکثر معتادان متعلق به چند محیط اجتماعی محدود بودند؛ این افراد  اغلب مردمانی مرفه و هنرمند یا جوانانی بیکار و یا فرزندان خانواده های محترم یا روشنفکران افسرده‌ای بودند که در جستجوی وسیله‌ای به اصطلاح لوکس[5]برای منحرف شدن از اضطرابهایشان بر می‌آمدند؛ اما دنیای کارگران و نوجوانان بندرت آلوده بود؛ ولی امروزه، افسردگی شخصی و گروهی ناشی از شکست مواضع اصلی فلسفی و ایدئولوژیکی، هرروز بیش از پیش جوانانی را که در جستجوی نوعی فلسفه باطنی و در حقیقت در جستجوی الگوهای دست نیافتنی برای الگوبرداری از والدین شان هستند تهدید می کند. همراه با نبود امکان الگوبرداری‌، ناتوانی جوانان برای حل خشونت، با ریشه ای مشترک در دوران کودکی، تحول عاطفی و ارتباطی ناپخته تری نیز به چشم می خورد. اینان قادر نیستند این خشونت را در راههای خلاق تری به کار گیرند؛ خشونتی که بصورت کاملا مستقل هنوز در رفتار بسیاری از معاصران ما دیده می‌شود.در واقع دنیای معتادان دیگر محدود به یک طبقه اجتماعی یا  فرهنگی خاص یا مربوط به سهولت تهیه مواد مخدر یا حتی نوعی عادت که تصادفی پدید آمده باشد، نیست (برژره، 1986، به نقل از گرگانی،1368).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   متن کامل پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی گرایش کودکان استثنایی- قسمت 2

درمورد اعتیاد می‌توان به سه قطبی بودن مشکلات ناشی از انواع اعتیاد اشاره کرد: نقش ماده مورد مصرف، مشکلات عاطفی فرد معتاد پیش از اعتیاد و اثر محیطهای مختلفی که معتاد با آنها برخورد می‌کند( باوی، 1388). وابستگی به مواد شامل عوامل متعددی است که می تواند بطور همزمان و یا به دنبال هم در مورد یک فرد وجود داشته باشد؛ اما اینکه چه عاملی منجر به پدیدآیی قطعی وابستگی به مواد می‌شود و چه عواملی احیانا پس از وابستگی باعث تداوم و ثبات آن می‌شود، اتفاق نظر کاملی وجود ندارد (گلپرور و همکاران، 1381).با این حال به طور کلی می‌توان علل گرایش به اعتیاد را در تقسیم بندی زیر نشان داد:

1-عوامل فردی: عوامل فردی یا عواملی که با خود فرد ارتباط دارد به دو بخش عوامل جسمانی و عوامل روانی تقسیم می شود:

الف- عوامل جسمانی : برخی از افراد، به دلیل مشکلات جسمانی به مصرف مواد مخدر روی می آورند. برخی افراد به دلیل بیماری فشار خون یا دیابت، مواد مخدر مصرف می نمایند. هرچند هیچگونه دلیل علمی و پزشکی در این موارد وجود ندارد و چه بسا عوارض زیانباری دیگری نیز گریبان‌گیر فرد شود (رمضانی،1383).

ب- عوامل روانی: برخی افراد برای کاهش مشکلات روحی و روانی یا فرار از آنها به مصرف مواد مخدر روی می آورند. افراد افسرده و یا مضطرب استعداد بیشتری برای گرایش به اعتیاد دارند. برخی افراد، برای کاهش مشکلات روحی و روانی یا فرار از آنها به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند. افراد افسرده و یا مضطرب استعداد بیشتری برای گرایش به مصرف مواد مخدر دارند. افراد خجالتی نیز ممکن است برای مقابله با حالت خجالتی بودن خود، بطور غلط به مصرف مواد روی آورند و گاهی نیز برخی افراد جهت افزایش توانایی‌های روحی و جسمی خود، از مواد مخدر استفاده می کنند؛ بعنوان مثال افرادی که می خواهند شبها بیدار بمانند و کار کنند و یا برای افزایش لذت جنسی از مواد مخدر استفاده می‌کنند (فلاح زاده ،1380).

2- عوامل محیطی: عواملی است که به محیط فرد مربوط می شود و به سه بخش عوامل خانوادگی و تربیتی و عوامل اقتصادی و عوامل جغرافیایی تقسیم می شود.

الف-عوامل خانوادگی و تربیتی

روشهای تربیتی نادرست خانواده مانند تحقیر کردن، بی ارزش داشتن فرزندان و محبت نکردن به فرزندان، همچنین اعتیاد پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده یا جدایی و طلاق پدر و مادر، کشمکش‌ها و اختلافات خانوادگی، لوس و ناز پروده بار آوردن فرزندان از جمله عواملی است که باعث اعتیاد می‌شود. همچنین مصرف سیگار یا سایر مواد اعتیاد آور توسط اعضای دیگر خانواده نیز خطر الگو شدن برای نوجوانان را دارد (فلاح زاده ،1380).

بی تردید، معتاد بودن یکی از والدین یا هر دوی آنها این تصور را در فرزندان بوجود می آورد که اعتیاد، یک عمل عادی بوده و جزئی از روند رشد و بزرگسالی محسوب می شود. در پژوهشی که بلولدز[6] بر رو معتادانی که از سن ده سالگی در خانواده از هم گسسته ای رشد کرده‌اند و پژوهشی که نارگو[7] و همکارش انجام دادند، نشان داده شد که یکی از عوامل مهمی که می تواند فرد را به سوی معتاد شدن سوق دهد شرایط نامساعد خانوادگی شخص است (مددی و نوغانی،1384).

نایت[8]، در این زمینه بیان می کند کودکانی که بطور افراطی از سوی والدین خود، مورد محبت و توجه قرار می‌گیرند، ممکن است بیش از کودکان دیگر در بزرگسالی به مصرف الکل روی می‌آورند؛ زیرا توجه بیمار گونه و افراطی والدین، آنها را خودخواه، رشد نایافته، و کم تحمل و وابسته بار می‌آورد. از سوی دیگررفتارهای خشونت آمیز، تهدید کننده، تمسخر آمیز و تنبیه کننده والدین، بصورت بیمارگونه‌ای، کودکان را دچار اضطراب و نا امنی ساخته و آنها را وادار می نماید که برای فرار از اضطراب، نگرانی و افسردگی، به مواد مخدر روی آورند. آنچه در این مورد اهمیت حیاتی دارد، شخصیت کودک است. هارتمن[9] اعتقاد دارد که مصرف کنندگان مواد مخدر مانند اکثر افراد روان نژند دارای مادرانی هستند که دو گانگی را تشدید می‌کنند؛ مادران آنها دارای رفتارهایی جاذب و در عین حال دلهره آمیز هستند و در پسران خود به ویژه حالتهای انفعالی و علائم روان نژندی بوجود می آورند و این حالتها با مصرف یا بدون مصرف مواد مخدر بروز می نماید؛ به همین دلیل حالتهایی نظیر تثبیت و یا واپس روی دهانی، در آنها مشاهده می شود ( گلپرور و

  • 1
دانلود پایان نامه