– نظریه فعالیت:

نظریه فعالیت به عنوان جایگزین نظریه رهایی از قید مطرح می‌شود. در این نظریه گفته می‌شود پیری موفق و سالم محصول استمرار فعالیت با سطح بالا است. دیدگاه نظریه‌پردازان فعالیت هم‌چون دیدگاه نظریه‌پردازان رهایی از قید مبتنی بر داده‌های مطالعه شهر کانزاس است. جز آن‌که نظریه‌پردازان فعالیت از داده‌هایی استفاده کردند که رابطه مثبتی را بین رضایتمندی از زندگی و سطح فعالیت نشان می‌داد. نظریه فعالیت می‌گوید که فعالیت‌هایی که رها شوند منجر به کاهش ظرفیت‌های بدنی می‌شود و باید هم‌چنان‌که فرد مسن‌تر می‌شود این فعالیت‌ها با فعالیت‌های دیگر که کمتر جنبه بدنی دارند، جایگزین شوند. برای استدلال‌های نظریه فعالیت، نظریه رهایی از قید به عنوان یک تحول علیل محسوب می‌شود به عنوان ناتوانی در تسط به وظایف جدید زندگی (استون، 1996).

بنابر نظریه فعالیت اگر نقش‌های جدیدی جانشین نقش‌های قدیمی نشود، این بی‌نظمی دایمی خواهد شد و فرد نه تنها با موقعیت بلکه با خودش نیز ناسازگار و بیگانه خواهد بود. پیری موفقیت‌آمیز ایجاب می‌کند که نقش‌های تازه‌ای کشف شود یا برای حفظ نقش‌های قدیم، وسایل تازه‌ای به وجود آید (میشارا و رایدل، 1371). هر چند مشخص شده است که رهایی از قید از جهت روانشناختی و اجتماعی تا حد زیادی بین افراد سالمند رخ می‌دهد، نظریه فعالیت بر این نکته تاکید دارد که رضایتمندی از زندگی تا حد زیادی وابسته به درگیری فعالانه است. بر این اساس بهترین، کسانی هستند که بالاترین سطح درگیری بدنی، هیجانی و اجتماعی را داشته باشند. هم‌چنین اکثر مطالعات نشان داده‌اند که استمرار درگیر بودن با زندگی اغلب با رضایتمندی از زندگی در پایان عمر ارتباط دارد. برای مثال استیونز (1933 به نقل از لفرانکویس، 1996) با سوال از 108 سالمند به این نتیجه رسید که درگیر بودن با خانواده و دیگر افراد مهم هم‌چون درگیر بودن اجتماعی، که حسی از مفیدبودن را تولید می‌کند و تا حد زیادی با رضایتمندی در سال‌های پایانی غیرمرتبط است، می‌تواند موثر باشد (لفرانکویس، 1996). به طور کلی نظریه فعالیت معتقد است:

 

1- برای این‌که فرد با موفقیت وارد دوره سالمندی شود باید تا سرحد امکان فعال باقی بماند.

2- بسیاری از افراد مسن می‌توانند تا زمان مرگ به صورت اعضای فعال جامعه باقی بمانند.

3- به استثنای تغییرات علاج ناپذیر زیست‌شناختی و مربوط به سالمندی، افراد سالمند با افراد میانسال تفاوتی ندارند و دارای همان نیازهای روان‌شناختی و اجتماعی هستند. یعنی سالمندان موفق، نیاز به تعامل اجتماعی با دیگران دارند.

4- اکثر سالمندان سالم سطوح نسبتاً یکنواخت فعالیت را حفظ می‌کنند.

5- افراد مسن معمولا می‌خواهند فعال باشند و رضایتمندی از زندگی در افراد مسن که درگیری فعال دارند، بسیار زیاد است.

6- افراد مسن فعال احتمالاً در بیشتر عمر فعال بوده‌اند. به عبارت دیگر فعالیت پاسخی به دوره پیری نیست (کیانپور، شکرکن، 1378).

انتقادهای ارائه شده به نظریه فعالیت:

بخش اصلی انتقاد از نظریه فعالیت به ماهیت آرمانی آن مربوط می‌شود. جز برای عده قلیلی، دور از واقعیت می‌نماید که انتظار داشته باشیم با توجه به محدودیت‌های مربوط به تغییرات فیزیولوژیکی، افراد سالخورده بتواند همان سطح فعالیت مربوط به دوره میانسالی را در دوره پیری نیز حفظ کنند. به عبارت دیگر محدودیت‌های مرتبط با سن یک واقعیت است. دلیل دیگر غیرواقعی بودن نظریه فعالیت این است که ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه مانع از این می‌شود که کارگر مسن بتواند فعالیت عمده، یعنی کار تولیدی دوره میانسالی را در پیری حفظ نماید. بنابراین علی‌رغم برخی پیشرفت‌ها هنوز جامعه موانعی را برای درگیری اجتماعی سالمندان وضع می‌کند.

آخرین انتقاد از نظریه فعالیت این است که برخلاف این دیدگاه افراد مسن نمی‌خواهند فعال باشند. شکی نیست که نمی‌توان سالخوردگانی را که تمایل به فعال بودن ندارند را فعال کرد (بولد و کلمن 1992، به نقل از کیانپور، شکرکن، 1378).

3- نظریه تضاد:

نظریه‌پردازان مکتب تضاد از دو نظریه رهایی از قید و فعالیت به خاطر کم‌توجهی به فشار ساخت اجتماعی بر الگوهای سالمندی انتقاد کرده‌اند و معتقدند که هیچ کدام از آن دو رویکرد برای پاسخ‌دادن به این‌که چرا کنش متقابل اجتماعی باید تغییر یابد تلاش نکرده‌اند، به علاوه این دیدگاه‌ها اغلب تاثیر طبقه اجتماعی را بر زندگی سالمند نادیده گرفته‌اند. چرا که موقعیت ممتاز طبقه بالای جامعه عمدتا به بهداشت بهتر و توان برتر منجر شده واحتمال کمتری برای مواجه شدن آنان با وابستگی در سنین پیری وجود دارد. ثروت، رفاه و ناز و نعمت نمی‌تواند پیری را به طور نامحدود به تاخیر اندازد. اما می‌تواند مشقت اقتصادی را که افراد در سنین پیری با آن مواجه می‌شوند را تحمل‌پذیر نماید. برعکس مشاغل طبقه کارگر اغلب سلامتی آن‌ها را با خطرات بزرگی مواجه می‌سازد و معلولیت و بیماری‌های وابسته به شغل دوره سالمندی آنان را سخت و دشوار می‌کند (مهدوی، 1378).

تضادگرایان، مسائل اجتماعی سالخوردگان را از زاویه‌های انتقادی مورد توجه قرار می‌دهند و عنوان می‌کنند، تحولاتی که در وضعیت سالخوردگان به وقوع پیوسته است، نه در نتیجه نیازهای اجتماعی، بلکه به دلیل دستیابی و تسلط قشرهای دیگر سنی علی‌الخصوص میانسالان بر منابع و امکانات کمیاب جامعه است. به اعتقاد تضادگرایان هر بهبودی که بخواهد در وضعیت سالخوردگان صورت گیرد. لازم است از طریق رابطه قدرت این قشر انجام پذیرد (احمدی، 1378).

 

4- نظریه محیط اجتماعی:

براساس این نظریه در دوران سالمندی علاوه بر این‌که میزان سلامتی بر چگونگی رفتار و زندگی سالمند تاثیر دارد، شرایط موجود در محیط اجتماعی نیز بر آن‌ها اثر می‌گذارد. این شرایط عبارتند از:

وضع مالی سالمند و حمایت‌های اجتماعی از او، بر اساس این نظریه فقر مالی و عدم حمایت‌های اجتماعی دولت‌ها و یا سازمان‌های مسئول دیگر، بر کیفیت زندگی سالمندان در جامعه تاثیر بسیار دارد. (میشارا، 1367).

سالمندی به عنوان یک فرهنگ فرعی:

این نظریه توسط «رز» بیان شد. طبق این نظریه، سالمندان گروه اجتماعی جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهند که از جامعه منزوی هستند و در این گروه، فرهنگ ویژه‌ای حاکم است که می‌توان آن را فرهنگ فرعی سن نامید. این فرهنگ دارای مجموعه هنجارهایی است که بر رفتار اعضای این گروه اجتماعی حاکم می‌باشد و باعث انزوای آن‌ها می‌شود (میشارا، 1367).

6- سالمندان به عنوان گروه اقلیت:

این نظریه مربوط به «استریب» است. براساس این نظریه، گروه سالمندان دارای ویژگی‌هایی هستند که معمولا در گروه‌های اقلیت یافت می‌شود. مثل فقر، جدایی، تحرک کم. این نظریه بسیار شبیه به نظریه «فرهنگ فرعی» است و احتمالا با این تفاوت که در گروه اقلیت احساس جدایی و حقارت بیشتری مشاهده می‌شود تا گروه فرهنگی فرعی (میشارا، 1367).

7- نظریه نقش:

نظریه نقش، موقعیت سالمندان را بر حسب سازگاری با نقش‌های با ارزش اجتماعی (به ویژه نقش کار در مردان) تبیین می‌کند. بازنشستگی و از دست دادن برخی نقش‌های سالمندان، غالبا برای خانواده‌ها نیز مسایل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و روانی ایجاد می‌کند و حتی برای افرادی که وقت آزاد تازه به دست آورده، خود را به عنوان یک فرصت تلقی می‌کنند، دوره انتقالی بسیار مهمی است. بازنشستگی عملا همیشه متضمن از دست دادن درآمد است و این امر بسیاری از سالمندان و خانواده‌های آنان را با فقر مواجه می‌سازد. (پیامدهای اجتماعی و روانی بازنشستگی بر حسب تجربه شغل و سطح زندگی قبل فرق می‌کند) سازگاری موفقیت‌آمیز با بازنشستگی با به عهده گرفتن نقش‌های جدید و کیفیت گذران اوقات فراغت وابسته است و بر نیاز برای انطباق نقش تاکید شده؛ تمرکز بیشتر بر مردان می‌باشد؛ زنان به خاطر این‌که نقش‌های خانه‌داری تغییر نمی‌کند، کم‌ترین بحران را تجربه می‌کنند (مهدوی، 1378).

 

8- نظریه فرانوگرایی:

نظریه پردازان فروانوگرا، ساخت سالمندی و پیری را در گفتمان علمی و عقلانی مطرح کرده‌اند. آن‌ها ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی زوال سن سالمندی را برجسته ساخته و اظهار عقیده نموده‌اند که در جوامع صنعتی معاصر میانسالی و پیری به لحاظ اجتماعی دگرگون شده است (مهدوی، 1378).

 

Written by