) اهمالکاری اجتنابی:

این افراد، سهل انگارانی هستند که برای محافظت از عزت نفس خود از انجام تکالیفی که باعث روشن شدن توانایی‌هایشان می‌شود، اجتناب می‌کنند. فراری(1995) از اهمال‌کاری اجتنابی به‌عنوان اهمال‌کاری رفتاری مزمن، که از انواع اهمال‌کاری غیرکارکردی است، یاد می‌کند. این نوع سهل‌انگاران معتقدند که ارزش ذاتی آنها فقط با توانایی‌شان در انجام امور تعیین می شود. تأخیر در انجام امور یا پرهیز از آن را از طریق اهمال‌کاری، به فرد این امکان را می‌دهد که ارزش ذاتی و عزت نفس خود را حفظ کند.

اهمال کاری تصمیمی: سهل‌انگارانی هستند که در موقعیتهای تصمیم‌گیری تأخیر نشان می‌‌دهند. این نوع اهمال کاری به‌عنوان تأخیر عمدی در تصمیم گیری‌هایی که باید در یک چارچوب زمانی معین گرفته شوند، تعریف می‌شود و از انواع اهمال‌کاری غیر کارکردی می‌باشد.

تـحریکی: سهل‌انگارانی هستند که در انجام کـارها عجولند و یا تحت تأثیر هیجانات خـود قـرار می‌گیرند و با مطابق با مهلت تعیین شده و یا جدول زمانی کارها عمل نمی‌کنند.

اهمال کاری تحصیلی: اهمال‌کاری تحصیلی، نوعی از انواع اهمال‌کاری می‌باشدکه در حیطه‌ها و ساختارهای تحصیلی نمایان می‌گردد(لوی،2010). و آن عبارتست از گرایش عامدانه تأخیر انداختن و یا عدم تکمیل وظایف تحصیلی، که تجارب ناراحت کننده‌ای را به‌همراه دارد و به‌شکل تأخیر در فعالیت‌هایی همچون مطالعه و آماده‌شدن برای امتحانات، نوشتن مقالات پایان ترم و خواندن تکالیف هفتگی نمایان می‌شود.

اهمال کاری غیرتحصیلی: اهمال‌کاری غیرتحصیلی در رفتارهایی چون پرداخت قبوض، شستن ظروف، جواب دادن به تلفن و پست الکترونیکی و… ظاهر می‌شود.

اهمال کاری منفعل: سهل‌انگارانی هستند که تمایل ندارند سهل‌انگار باشند، اما در عوض تکالیف را غالبا به علت ناتوانی در تصمیم‌گیری به‌موقع، به تأخیر می‌اندازند(چو و چوی[1]، 2005).

اهمال کاری فعال: در تصمیم‌گیری به‌موقع توانایی دارند و به عمد اعمالشان را به عقب می‌اندازند و  بر تکالیف دیگری تمرکز پیدا می‌کنند.

واکر[2]2004 به نقل از پور کمالی،(1392) نیز بر مبنـای مصاحبه‌های بالینی خـود چهار سبک اهمال‌کاری زیر را مشخص نموده است:

کمال‌گرا: این افراد نیاز به قدرت بالا و تمرکز بر انجام تکالیف دارند. برای آن ها زمان اهمیت اساسی داشته و بر انجام هرکاری برای رسیدن به موفقیت در آینده تاکید می‌کنند. به‌کارهای ایده‌آل بیشتر اهمیت می‌دهند و قادر به تشخیص مقدار زمانی که برای انجام تکالیف ضرورت دارد، نیستند و در نتیجه زمان بیشتری را برای انجام تکالیف صرف می‌کنند(به نقل از بوفلی، 2007).

تعویق‌گرا: چنیـن افـرادی در زمان حال زندگی می‌کنند و از نظر آنـها آیـنده ادامـه زنـدگی حال می‌باشد و چنان زندگی می‌کنند که گویا فردایی وجود ندارد، بدلیل ناتوانی در رسیدن به برنامه‌هایشان اغلب وقت لازم را درنظر نمی‌گیرند و معمولاً اینطور فکر می‌کنند: “این آزمون، آزمون کوچکی است و من وقت زیادی برای آماده شدن برای آن دارم، پس بعد از دیدن برنامه مورد علاقه‌ام درسم را شروع می‌کنم”. برای رسیدن به موفقیت از دشواری اجتناب می‌کنند. خیلی زود احساس خستگی و ناکامی می‌کنند، دامنه توجه آنها محدود است و به‌همین دلیل قادر به‌تمرکز در زمینه مطالعه در دوره‌های بلند مدت نیستند..

سیاست‌گرا: چنین افرادی به ارتباط بیشتر با دیگران و دستیابی به قدرت شخصی بلا تمایل دارند. آنها بیشتر دوست دارند نزد دوستان و خانواده باشند و مسائل اجتماعی را بر برنامه‌های شخصی مقدم می‌دانند. بدلیل نگرانی از ناراحت شدن دیگران، بیشترین وقت خود را برای آنها گذاشته و وقت کمتری را صرف برنامه‌های مربوط به خود می‌کنند. به‌دلیل مشغولیت در برنامه‌های متنوع اجتماعی برای جلب رضــایت دیگران بیش ازحد مشغول بوده و همواره با کمبود وقت و زمان روبرو می‌شوند. آنها معمولا چنین تفکری دارند: “اگر دیگران شکست بخورند، من مقصرهستم”. چنین افرادی به تأیید دیگران نیاز دارند و به‌همین دلیل وقتی برای آنها باقی‌نمی‌ماند.

تنبیه‌گرا: این افراد معتقدند که آن‌چه می‌خواهد بشود، خواهد شد. این افراد به‌قدرت شخصی خود اعتماد ندارند و تصور می‌کنند که قدرت کنترل دیگران را ندارند. اغلب بدبین، نامطمئن و انتقادگر از خودمی‌باشند و از شکست‌های قبلی خود آگاهی دارند.توجه و تمرکز بر عوامل منفی گذشته این احساس را در آنها ایجاد کرده است که هرگز قادر به تغییر نیستند. معمولاً چنین تفکری دارند که هر کس را می‌شناسم،  بهتر از من است و موفقیت بیشتری از من داشته است، پس من بی‌کفایتم و هیچ‌وقت شانس به‌نفع من نمی‌باشد. چنین تفکری منجر به احساس شرم و عدم کفایت و در مدیریت مؤثر زمان می‌شود.

 

[1]–  Chaw & Chawi

 34-Waker

Written by