فرهنگ و شادکامی:

پژوهش ها اخیر اجتماعی بین المللی تفاوت های زیادی در متوسط شادمانی و رضایت ملیت های مختلف را نشان داده است . این پژوهش ها عوامل اجتماعی شادمانی ملیت ها را مطرح می سازد . به عنوان مثال ، متوسط در آمد ، حقوق اجتماعی و فردی این ها میتوانند اهمیت علمی بسیار زیادی داشته باشند زیرا می توانند در مورد اینکه چطور تمام کشورها می توانند شادتر باشند پیشنهادی را ارائه کنند ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .

لین[1] ( 1981 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) ، چندین تئوری در مورد علت تفاوت های فرهنگی در شخصیت را توسط پیش بینی کننده های اجتماعی اندازه گیری کرد . او دریافت که روان رنجورخوها که آن ها را به عنوان زمینه عواطف منفی قرار می دهیم . در همه کشور های خاورمیانه بیشتر بوده است . که می توان آن را ناشی از تغییر سریع و تخریب راه های سنتی زندگی دانست . روان رنجورخویی در همه کشور های آمریکای لاتین بالاتر بوده است ( بجز برزیل ) که دلیل آن را ناشی از تعارضات و تحولات سیاسی می داند و او دریافت که کشور هایی که در جنگ جهانی شکست خوردند در روان رنجورخویی بالا بودند و از سال 1965 آنها به حد طبیعی برگشتند . برونگرایی که آنها به عنوان یک وسیله اندازه گیری  شادمانی قرار دادند در آمریکا ، استرالیا و کانادا بالا بود برونگراها  به احتمال بیشتری مهاجرت می کنند و با همدیگر در کشورهای زیادی دیده می شوند .

ترایندیس[2] (2000) ، معتقد است که عوامل خاص فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی نیز در تعیین شادکامی نقش مهمی بازی می کنند . در مطالعه بین فرهنگی همواره بین سلامت ذهنی و زندگی در دموکراسی پایدار و عاری از ستم سیاسی و تعارض نظامی رابطه مثبت به دست آمده است ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی  و همکاران  ، 1382 ) .

داینر و همکاران ( 1975 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی  وهمکاران ،1382) از اندازه گیری های سنتی فردگرایی استفاده کردند که شامل درجه بندی فردگرایی ، جمع گرایی کشورها توسط ترایندیس بود . آنها دریافتند که همبستگی با سلامت ذهنی 77/0 وجود دارد . به طوری که هر دو درآمد و فردیت قویاً باهم همبستگی دارند و احتمالا علت ذهنی سلامت است.

وین هوون (2000) نشان داد که اگر درآمد ثابت باشد ، همبستگی شادکامی متوسط با فردیت از 55/0 به 5/0 کاهش می یابد . به هر حال وین هوون دریافت که اگر ملیت های ثروتمند و فقیر را از یکدیگر جدا کنیم همبستگی با شاکامی برای ملیت های ثروتمند کشورهایی که کامیاب هستند و آزادی فردی در آنجا به بهترین نحو است ، مثبت و برای کشورهای فقیر منفی است ، ( وین هوون ، 2006 ) .

فرهنگ های که در آنها برابری اجتماعی وجود دارد میانگین یا متوسط سطح سلامت ذهنی بسیار بالاتر است . سلامت ذهنی در فرهنگ های فردگرا بیشتر از فرهنگ های  جمع گرا است ، ( کار[3] ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) .

داینر و همکاران (1999 به نقل از آرجیل ، ترجمه: انارکی و همکاران ،1382) در جوامع جمع گرا رضایت از زندگی با هنجارهای ارزش گذاری بر این متغییر همبستگی دارد (35/0) در صورتی که در فرهنگ های  فردگرا این طور نیست ؟ (16/0) . به طور واضح برخی از تفاوت ها ی فرهنگی در مورد احساس مانند رضایت می تواند در مفاهیمی از این هنجارهای فرهنگی تبیین شود .

لوتز[4] ( 1988 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی  و همکاران ، 1382 ) می گوید مکان هایی وجود دارد که شادکامی کتمان می شود . در این فرهنگ ها شادمانی از لحاظ اجتماعی قابل پذیرش نیست زیرا این ها فکر می کنند که وقتی افراد با خودشان لذت می برند ممکن است خودنمایی به نظر برسد . دیگران عصبانی می شوند و شخصی که شاد بوده مضطرب می شود .

شادمانی نیز با جنبه های مهمی از نهادهای دولت ارتباط دارد . در دولت هایی که به رفاه عمومی توجه دارند ، در کشورهایی که نهاد های عمومی به نحو موثر عمل می کنند و در جاهایی که بین شهروندان و اعضای دیوان سالاری روابط ارضاکننده وجود دارد ، سلامت ذهنی بالاتر است ، ( وست ؛ ترجمه : شهیدی و شیر افکن ، 1387 ) .

محیط و شاد کامی :

پژوهش نشان داده اند بسیاری از عوامل زیست محیطی چون آب و هوا و موقعیت جغرافیایی در خلق  انسان موثر است . عواملی چون محیط سبز ، پایین بودن رطوبت هوا ، باز بودن فضا وجود آب و به طور کلی وجود آب و هوای معتدل باعث افزایش احساسات مثبت در انسان می شود . همچنین امکانات رفاهی در منزل مثل متراژ بالای خانه ، وجود تسهیلات رفاهی و به طور کلی کیفیت خانه در افزایش خلق مثبت به خصوص شادی موثر است ، ( کار ، 2004 ؛ به نقل از شهیدی : 1389 ) .

پاریچ[5] و همکاران (1991) معتقدندکه داشتن احساسات مثبت قوی با زندگی در محیط طبیعی به جای محیط های مصنوعی همبسته است . ساکنان مکان های جغرافیایی که دارای فضای سبز ، آب و چشم انداز گسترده است ، احساس مثبت را گزارش می کنند ، ( کار ، 2004 ؛ به نقل از شهیدی : 1389 ) .

کانیگهم[6] ، ( 1979 ؛ به نقل از کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) ، می گوید آب و هوای خوب ، خلق مثبت را القا می کند . زمانی که آفتاب می درخشد ، هوا گرم است ولی نه زیاد گرم ، میزان رطوبت پایین است ، مردم خلق مثبت تری را گزارش می کنند و اما در هر حال مردم خود را با شرایط آب و هوایی نامطلوب سازگار می کنند و در تمام ملت ها بین شرایط اقلیمی و رتبه بندی های شادمانی ملی همبستگی وجود ندارد .  اندروز ویتنی[7] ( 1976 ؛ کمیل و همکاران ، 1976 ؛ به نقل از کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) ، بین کیفیت مسکن و رضامندی از زندگی همبستگی متوسطی به دست آوردند . نماینگرهای کیفیت مسکن عبارتند از مکان جغرافیایی ، اتاق بر حسب اندازه افراد ، اندازه اتاق ، وجود گرمایش . با وجود این انسان ظاهرا به این عوامل زیست محیطی نیز عادت می کند و هر چند تفاوتهایی میان مردم کشورهای مختلف مشاهده شده ولی هیچ یک از این خصوصیات تاثیر معنی داری بر شادی فراگیر افراد نداشته است ، (کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) .

[1] -Lyan

[2] -Triandis

[3]-car

[4] -Lutz

[5]-Pariyche

[6]-Kahningham

[7]– Withy

Written by