دانلود پایان نامه

عوامل موثر بر کیفیت زندگی :

کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، ، نسبی، متأثر از زمان و مکان ارزش­های فردی و اجتماعی است. عوامل موثر بر آن بسته به دوره زمانی و مکانی و شرایط فرهنگی تغییر می­کند. شکی نیست که واقعیت­ها و شرایط عینی جامعه و وضعیت مادی زندگی فرد هم در آن نقش تعیین کننده دارد. از دید الیور 1997 ، به نقل از غلامعلیان ، 1386 ) عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی در 5 طبقه قرار می­گیرند:

  1. مشخصات فردی، شامل متغیرهای دموگرافیک.
  2. شاخص­های عینی کیفیت زندگی، که شرایط محیطی را شامل می­شوند و متغیرهای مربوط به رفاه عمومی، بهداشت محیط و تحرک، فرهنگ و مذهب، محیط طبیعی، سیاست­ها را نیز در بر می­گیرد.
  3. شاخص­های ذهنی کیفیت زندگی، که با مفاهیمی چون احساس رضایتمندی از زندگی، رفاه و آسایش جسمی و روانی و شادکامی توصیف می­شود. از طرفی نیز چهار متغیر خانواده، وضعیت جسمانی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و وضعیت روحی روانی می­توانند مستقیم یا غیرمستقیم بر روی کیفیت زندگی اثرگذار باشند که در هر فرد می­تواند یکی از این متغیرها تأثیر بیشتری داشته باشد. می­توان گفت که عامل اصلی تعیین­کننده کیفیت زندگی عبارتست از تفاوت درک شده بین آن چه هست و آن چه که باید باشد.( غلامعیان، 1386).

مرکز مطالعات کیفیت زندگی از مدل­ها و تکنیک­هایی استفاده می­کند که ادعامی­کند که هم وجه عینی وهم وجه ذهنی کیفیت زندگی رامی­سنجد و برتعریفی از زندگی مبتنی است که هم سطح و هم عمق را دربردارد و ضمن توجه به وضعیت فرد از نظر وی و پایگاه اجتماعی و سلامتی، معنایی که این شرایط برای فرد دارد و احساس خوب بودن و رضایت از زندگی را نیز شامل می­شود . نمونه از یافته­ی این مرکز بدین شرح است:

1.درارتباط باکیفیت زندگی، مهم نیست که ازنظر عینی فرد چه شرایطی (جنس، قد، تحصیلات و… ) داشته باشد، کیفیت زندگی او به مقدار زیادی وابسته به این است که چه احساسی درباره خودش دارد.

  1. میزان درآمد سالانه همبستگی چندانی با کیفیت زندگی فرد ندارد.
  2. نوع شغل فرد رابطه مستقیمی با کیفیت زندگی او ندارد. مسأله اساسی این است که فرد از کارش رضایت داشته باشد و با همکاران خود رابطه خوبی داشته باشد.

رضایت فردی: اگر یک حوزه را به عنوان مهم­ترین حوزه کیفیت زندگی در نظر بگیریم، آن حوزه رضایت عمومی فرد از زندگی است. رضایت فردی بخش اعظم مطالعات کیفیت زندگی در امریکا برای بیش از 4 دهه بوده است.

عوامل فرهنگی: در علوم اجتماعی تفاوت­های فرهنگی منبعث از پایگاه­های اجتماعی متفاوت منتسب به سن، جنس، موقعیت طبقاتی، پیشینه قومی و مذهبی افراد را شناسایی و بررسی می­کنیم. زمانی که در حال ذهنی کردن مفهوم کیفیت زندگی هستیم این عوامل ( سن، جنس ،‌و … ) اغلب به صورتی مشابه و یکنواخت به نظر می­رسند، اما در واقع این عوامل به همان اندازه که تفاوت­های فردی را در داخل گروه­های اجتماعی و فرهنگی بازتاب می­کنند در بین گروه­ها نیز مبین این تفاوت­ها هستند.

عوامل استقلال فردی: عوامل استقلال فردی مرتبط با عوامل شخصیتی اما مستقل از محیط فیزیکی و اجتماعی می­باشند. عوامل استقلال فردی شامل توانایی تصمیم­گیری، کنترل فردی، کنترل یا بحث پیرامون محیط فیزیکی و اجتماعی متعلق به آنها می باشد. ( بوند، کورنر1389 ).

کیفیت زندگی مطلوب، همواره آرزوی بشر بوده است وهست. در ابتدا رفاه و طول عمر بیشتر، معنی کیفیت زندگی بهتر را داشت. اما امروزه کیفیت زندگی در نقطه مقابل کمیت، قرار گرفته و با توجه به ابعادگسترده سلامتی، تعریف میشود ومنظور ازآن سالهایی ازعمراست که همراه با رضایت، شادمانی و لذتبخشی باشد.  کیفیت زندگی مفهومی پویا و وسیعتر از سلامتی است. بر طبق مدل سلامتی، کیفیت زندگی مطلوب باید چند بعد فیزیکی، عاطفی-روانی، اجتماعی، معنوی و شغلی را دربرگیرد. امروزه­باپیدایش وگسترش روانشناسی سلامت وروانشناسی مثبت، نگرش درمورد اختلالات از چهارچوب پزشکی و مدل تک عاملی خارج شده و محققان معتقداند که بهتر است شکلگیری و گسترش اختلالهای روانی را به حساب سبکهای زندگی معیوب و کیفیت زندگی افراد گذاشت و در درمان باید به دنبال اصلاح و تغییر در کیفیت زندگی و گسترش توانمندیها و ایجاد رضایت از زندگی و بهزیستی در افراد و جوامع بود. بر همین اساس روانشناسان مثبتگرا با یک رویکرد کلنگر در مقابل رویکرد تشخیصی آماری انجمن روانشناسی آمریکا، شک نظام طبقهبندی جدید به نام نیروهای منش را در 6 حیطه، جهت شناسایی و طبقهبندی توامندیهایی که بر خلاف بیماری عمل میکنند، مشخص کردهاند و بر اساس آن رویکردهای مداخلهای متعددی را بنا نهادهاند و معتقدند که به جای تاکید صرف بر آسیبشناسی، باید به دنبال فهم کامل گستره تجارب انسان از کنبود، رنج، بیماری تا شکوفایی، بهزیستی و شادمانی باشیم. زیرا روانشناسی تنها تمرکز بر بیماریها و درمان هم تنها تمرکز بر ضعفها نمیباشد. بر این اساس گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی درمانی جدید در حوزه روانشناسی مثبت میباشد که با هدف ایجاد بهزیستی ذهنی، ارتقاء رضایت از زندگی و درمان درمان اختلات روانی نظیر افسردگی و … در بافت زندگی تدوین شده است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه روانشناسی گرایش بالینی: بررسی نقش پیش بین کمال گرایی، درونی سازی لاغری، شاخص توده بدنی و خود شیء انگاری بر اختلالات خوردن با واسطه گری نارضایتی بدنی- قسمت 3

در بیان کیفیت زندگی میتوان گفت، کیفیت زندگی از دو شاخص ذهنی و عینی تشکیل شده است . منظور از شاخص ذهنی در کیفیت زندگی همان رضایتمندی و یا احساس خشنودی است که حاصل برداشت ذهنی و ارزشیابی فرد از زندگی خود است و اگر چه در این احساس جنبههای شناختی نیز مطرح است ، ولی جنبههای عاطفی آن در سنجش کیفیت زندگی بیشتر مد نظر قرار دارد شرایط مشابه همان شرایط محیطی مؤثر بر متغیرهای کیفیت زندگی است و مشتمل بر مواردی مثل وضعیت رفاه، اقتصادی، جنبههای سیاسی، عوامل محیطی و فرهنگی و غیره میباشد ( اندورزو زالی، 1980 به نقل از افضلان، 1381). تلقی یا شناخت فرد از خود که عواملی از قبیل مفیدبودن، مولد بودن، تصیر ذهنی از خود، ذوق، نحوه نگرش نسبت به زندگی، درمان و آیندهنگری میباشد، تأثیر زیادی بر کیفیت زندگی دارد (هارتشون11 ،1992).

سلامت روانی نیز در این میان نوعی وضعیت ذهنی است که با شماری از متغیرهای درونی و بیرونی در ارتباط میباشد که میتواند از فقدان بیماری تا احساس رضایت و لذتبردن از زندگی را در برگیرد. اهمیت پرداختن به بهزیستی و سلامت روان در مطالعات گوناگون نشان داده شده است. بدینگونه که افراد راضی و خشنود، هیجان مثبت بیشتری را تجربه میکنند و از رویداد های پیرامون خود ارزیاب های مثبتتری دارند. احساس مهار و کنترل بالاتری را دارند و میزان پیشرفت تحصیلی و رضایت از زندگی بیشتری را تجربه میکنند. نظام ایمنی سالمتر و خلاقیت بالاتری را دارند. فریش معتقد است که مطالعه بهزیستی افراد و جوامع و ارتقاء آن بزرگترین چالش علمی بشر بعد از افزایش و پیشرفت در زمینه تکنولوژی، پزشکی و ثروت است. به همین دلیل درمانهای امروزی باید متمرکز بر اصلاح و تغییر کیفیت زندگی و گسترش توانمندیها و ایجاد رضایت از زندگی در افراد باشد.

کیفیت زندگی درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است بیش یک دهه است که بررسی کیفیت زندگی به عنوان یک موضوع مهم در مراقبتهای بهداشتی به ویژه در مطالعات بیماریهای مزمن مطرح میباشد.

کیفیت زندگی شاخص اساسی محسوب میشود واز آنجاکه ابعاد متعددی مانند جنبههای فیزیولوژیک، عملکرد و وجود فرد را در بر میگیرد، توجه به آن اهمیت خاصی دارد. در تعریفی که ویور1(2001) ارائه داد و مورد قبول بسیاری از صاحبنظران است، کیفیت زندگی عبارت است از: ((برداشت هر شخص از وضعیت سلامت خود و میزان میزان رضایت از این وضع )). بطورکلی میتوان گفت کیفیت زندگی، فقط از نظر فرد مشخص میشود، اگرچه کیفیت زندگی میتواند بوسیلهی جنبههای مختلف زندگی فرد تحت تأثیر قرار گیرد. رضایت از زندگی به وسیله درک هر فرد از وضعیت کنونیاش در مقایسه با انتظارات، آرزوها و وضعیت دلخواه و ایدهآل او تعیین میشود. بازخوانی مفاهیم متعدد کیفیت زندگی به ارائه تعریفی از سوی گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی2 (2002) منجر شده است . این تعریف برای درک فرد از موقعیت خود در بافتی از نظامهای فرهنگی و ارزشی و در ارتباط با هدفها ، انتظارات و استانداردها و علاقهمندی آنها ارائه شده است در این نگاه کیفیت زندگی مفهومی فراگیر است که سلامت جسمانی، رشد شخصی حالات روانشناختی، میزان استقلال، روابط اجتماعی و ارتباط با محیط را در بر میگیرد که مبتنی بر ادراک فرد از این ابعاد است. در واقع، کیفیت زندگی در بر گیرنده ابعاد عینی و ذهنی است که در تعامل با یکدیگر قرار دارند. از سوی دیگر، باید توجه داشت که کیفیت زندگی مفهومی پویا است؛ چون ممکن است ارزشها، نیازها و نگرشهای فردی و اجتماعی طی زمان در واکنش به رویدادها و تجارب زندگی دگرگون شوند. همچنین هر بعد از کیفیت زندگی میتواند اثرات قابل ملاحضهای بر سایر ابعاد زندگی بگذارد.

دانلود پایان نامه