دانلود پایان نامه

نسبت دادن عبارتند از: 1)تبیین­های فرد باری علل موفقیتها و شکستهای خود، 2)ویژگی­های این تبیین ها یا استنباطهای علی، و 3) نقش واکنش­های عاطفی حاصل از این استنباطها در تعیین رفتارهای بعدی. تبیین هایی که افراد به طور معمول برای موفقیتها و شکستهای خود انتخاب می کنند به توانایی شخصی، سعی و کوشش، سطح دشواری تکلیف، بخت و اقبال، حالت روحی و بیماری، و افراد دیگر نسبت داده می شوند. این تبیین ها یا استنباطهای علی، در ابعاد یا ویژگی های منبع علیت، ثبات، و کنترل پذیری متفاوتند. این ابعاد یا ویژگی ها انتظارات متفاوتی برای آینده در فرد ایجاد می کنند و منجر به  واکنش های عاطفی متفاوتی می شوند که اینها هم به نوبه خود رفتار آتی فرد را دستخوش تغییر می سازند. ما در این فصل، در توضیح نظریه اسناد، اجزا فوق را با تفصیل بیشتری معرفی می کنیم.

نظریه واینر در نظریه انگیزش پیشرفت  اتکینسون (1958، 1964، 1965) ریشه دارد. پیشتر در این فصل، در رابطه با نظریه انگیزش پیشرفت، گفتیم که انگیزش تابعی است از متغیرهای مربوط به تکلیف موردنظرو ویژگی های فرد از لحاظ کوشش در جهت کسب موفقیت یا احتراز شکست. واینر اضافه می کند که رویدادهای درونی یا ذهنی بین متغیرهای مربوط به تکلیف و رفتار بعدی نقش واسطه را ایفا می کنند. برای مثال، افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا از کسانی که انگیزش پیشرفت سطح بالایی ندارند خود را تواناتر تصور می کنند؛ لذا در انجام تکالیف کوشش بیشتری به کار می بندند. واینر همچنین ادعا می کند که تاثیر متغیرهای مربوط به تکلیف یکسان نیست. یعنی موفقیت در یک تملیف دشوار از موفقیت در یک تکلیف ساده غرور بیشتری می آفریند.

2-1-25-منابع کنترل

قبلاً گفته شد که در نظریه واینر چندین علت عمده وجود دارند که افراد معمولاً آنها را برای نتایج موفقیت آمیز یا شکست آمیز اعمال و رفتار خود مورد استناد قرار می دهند. این علتها عبارتند از توانایی شخصی، سعی و کوشش، سطح دشواری تکلیف موردنظر، بخت و اقبال، حالت روحی و بیماری، و دیگران. این علت ها، به وسیله فرد در رابطه با ابعاد مختلف تعبیر و تفسیر می شوند.

گروهی از صاحب نظران نظریه نسبت دادن معتقدند که افراد موفقیتها و شکستهای خود را یا به عوامل شخصی نسبت می دهند یا به عوامل محیطی، و از این رو دو منبع مهم کنترل یکی درونی و دیگری بیرونی را شناسایی کرده اند. این نظریه به نظریه منبع یا مکان کنترل  شهرت دارد. در این نظریه که واضع آن جولیان روتر (1966) است و درباره نظام اعتقادی افراد در رابطه با منابع کنترل به دو دسته زیر تقسیم می شوند: 1) گروهی که موفقیتها و شکستهای خود را عموماً به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت می دهند افراد دارای منبع درونی کنترل نامیده شده اند، و گروه دوم که موفقیتها و شکستهای خود را معمولاً به عوامل بیرون از خود (بخت و اقبال یا سطح دشواری تکلیف) نسبت می دهند افراد دارای منبع بیرونی کنترل نام گرفته اند. افراد دارای منبع درونی کنترل معتقدند که رویدادهای مثبت زندگی در نتیجه نقشه ریزی دقیق و کوشش پیگیر خود آنها به دست می آید،  لذا برای اعمال و رفتار و پیامدهای ناشی از آن قبول مسئولیت می کنند. برای مثال، «دانش آموز دیر رسیدن به کلاس درس را به دیر از خانه خارج شدن نسبت می دهد نه به عوامل مبهم بیرونی» (بل ـ گردلر ، 1986، صفحه 276). از سوی دیگر، افراد دارای منبع بیرونی کنترل بین رفتار خود و رویدادها هیچ گونه رابطه علت و معلولی نمی بینند و بخت و اقبال، تصادف، یا اشخاص دیگر را مسئول نتایج رفتار خود می دانند، در نتیجه برای اعمال و رفتار خود قبول مسئولیت نمی کنند. بنابراین «دانش آموزی که در یک درس نمره ضعیفی او ناشی از غرض ورزی معلم بوده است» (بل ـ گردلر، 1986، صفحه 276). در ضمن چون افراد دارای منبع بیرونی کنترل بر این باورند که رفتارها و مهارتهای خود آنان بر تقویتهایی که دریافت می کنند چندان تاثیری ندارد، برای کوششهای خود ارزشی قایل نمی شوند. آنها به کنترل زندگی خود به دست خویش در حال و آینده چندان ایمانی ندارند. در مقابل کسانی که مع تقد به منبع درونی کنترل هستند، بر این باورند که کنترل زندگی خود را شخصاً در دست دارند و برای مهارتها و توانایی های خود ارزش قائل می شوند. همچنین شواهدی در دست است حاکی از اینکه این افراد از سلامت روانی بیشتری برخوردارند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی:پایان نامه درباره انگیزه پیشرفت

یکی از پیامدهای مهم دیگر نسبت دادنهای علی در رابطه با منابع درونی و بیرونی کنترل رابطه آن با احساس احترام به خود یا عزت نفس  است. پیامدهای مثبت رفتار که به علتهای درونی چون توانایی و سعی و کوشش نسبت داده می شود در شخص احساس غرور و عزت نفس یا اعتماد به خود ایجاد می کند. اما موفقیتی که به علل بیرونی چون بخت و اقبال با کمک دیگران نسبت داده می شود احساس غرور و اعتماد به خود ایجاد نمی کند (واینر، 1982). مثالی برای این، گرفتن نمره 18 از معلمی است که همواره به همه دانش آموزان نمره از 18 به بالا می دهد. (علت بیرونی) در این حالت نمره 18 دانش آموز در او احساس غرور ایجاد نمی کند. در مقابل، دریافت نمره 18 از معلمی که تعداد کمی از دانش آموزان از او نمره 18 یا بالاتر می گیرند منجر به ایجاد احساس غرور و ا عتماد به نفس در دانش آموز می شود، زیرا در این حالت یک منبع درونی (توانایی یا سعی و کوشش) علت موفقیت فرد به حساب می آید. در واقع مفهوم  خود  یاد گیرنده به الگوی نسبت دادن او وابسته است. فردی که برای موفقیت دارای منبع درونی کنترل (من موافقم زیرا توانا هستم و یا می دانم چگونه از عهده کارم برآیم) و برای شکست دارای منبع بیرونی کنترل است (خراب کردم چون بدشانسی آوردم) با تکالیف مختلف یادگیری با نوعی مفهوم خود مثبت برخورد می کند. بنا به گفته واینر (1977):

نسبت دادنهای علی تا حدودی تعیین کننده پیامدهای عاطفی موفقیت و شکست هستند. وقتی که موفقیت و شکست به عوامل درونی نسبت داده می شوند غرور و شرمساری افزایش می یابند، و وقتی که م وفقیت و شکست به عوامل بیرونی نسبت داده می شوند غرور و شرمساری کاهش می یابند. بنابراین، موفقتیی که به توانایی زیاد یا سخت کوشی نسبت داده می شود از موفقیتی که فرد آن را به سادگی تکلیف یا خوش اقبالی خود نسبت می دهد احساس غرور بیشتری ایجاد می کند و جنبه تقویتی زیادتری دارد. به همین منوال، شکستی که به توانایی کم یا کوشش کم نسبت داده می شود از شکستی که به دشواری زیاد تکلیف یا به اقبال نسبت داده می شود به شرمساری بیشتر می انجامد و اثر تنبیهی زیادتری دارد. به طور خلاصه، منبع کنترل بر پیامدهای عاطفی یا هیجانی ناشی از بازده های پیشرفت تاثیر دارد. (صفحه 183)

  • 2
دانلود پایان نامه