انواع سبک های دلبستگی

2-15-1- سبک دلبستگی ایمن[1]

منظور از ایمنی در دلبستگی، داشتن ارتباط نزدیک و پیوند عاطفی با شخص خاص است و نشان دهنده این است که کودک به دسترس پذیری، پاسخگو و پذیرا بودن منبع دلبستگی خود اعتماد دارد. بررسی های نشان داده است، کودکان ایمن دارای والدینی حساس هستند که بدون قید و شرط به آنها آرامش می دهند، به آنها کمک می کنند تا به کاوشگری و جست و جو بپردازند و نسبت به خواسته های کودکان پاسخگو هستند (ایزابلاوبسکی[2]، 1991 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384).

ایمنی در بزرگسالی با قابلیت دسترسی به والدین بستگی ندارد، بلکه اعتمادی که بزرگسال به مسئولیت پذیری والدین خود دارد بسیار مهم است. افراد ایمن از خود، گرمی و صمیمت نشان می دهند. همچنین به جنبه های مثبت و منفی خود هشیاری کامل دارند و در اکتشاف گری جسور و ریسک پذیرند (سیری[3] و کوبک[4]، 1998 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384).

در این افراد خصومت و اضطراب کمتر و انعطاف پذیری بیشتری قابل مشاهده است و در کل با دنیای اطراف و هیجانات درونی خود همساز و سازگارند و از هماهنگی بیشتری با واقعیت برخوردارند (کسیدی[5]، 1989 ، به نقل از فیروزی، 1380). این افراد در اوان کودکی از والدین به عنوان اساس ایمنی بخش برای اکتشاف محیط استفاده می کنند و در تجدید دیدار مادر در موقعیت غریبه به احساس آرامش و ایمنی دست می یابند و بلافاصله به اکتشاف و بازی مستقلانه می پردازند و در اکثر موقعیتها احساس ایمنی دارند (کسیدی و ماروین[6]، 1990 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384).

کولین[7](1996) معتقد است که بزرگسالانی که ایمن هستند یادآوری و بحث در مورد تجارب دلبستگی خود را آسان ارزیابی می کنند. این افراد برای روابط دلبستگی خود ارزش قائلند و معتقدند که دلبستگی ها و تجارب مرتبط با آنها، شخصیت آنها را تحت تاثیر قرار داده است. افراد دارای دلبستگی ایمن از روابط موزون و رضایت بخش و توأم با صمیمت طولانی تر برخوردارند در بزرگسالی حتی بعد از اینکه، دلبستگی های جدید شکل می گیرد، دلبستگی ها به والدین نیز ادامه می یابد و ممکن است بعداً نقش‌ها در روابط دلبستگی معکوس گردند. فرزند بالغ ممکن است که پایه ایمنی برای والدین پیر خود گردد.

دیوید[8] و همکاران (1999) در مورد این سبکهای دلبستگی بیان می دارند: افراد دارای دلبستگی ایمن و خودکار یک تعادل ذهنی بین تجارب خوب و بد خود برقرار می کنند آنها ارتباط بین تجارب گذشته و حال را تشخیص می دهند روابط صمیمی خود را ارج می نهند و خود را افرادی استوار و قوی توصیف کرده و تا درجات بهنجاری از آسیب های هیجانی را تحمل می کنند. کسیدی (1998) در مورد ویژگی این افراد می گوید: بزرگسالان ایمن تجسمی مثبت و حمایت گر از منبع دلبستگی دارند. این تجسم مثبت احساس خود ارزشمندی و تسلط را در این افراد افزایش و خود را قادر می سازند عواطف منفی را به شیوه‌ای سازنده تعدیل کنند. بنابر تحقیقات مری اینس ورث 60 تا 65 درصد کودکان آمریکایی در این گروه قرار دارند.

2-15-3- سبک دلبستگی نا ایمن – اجتنابی[9]

کودکان اجتناب گر حضور منبع دلبستگی را نادیده می گیرند و با بی توجهی که نسبت به او نشان می دهند، سعی در کاهش تضاد با منبع دلبستگی خود دارند. بدین ترتیب کودکان اجتناب گر اهمیتی برای ارتباطهای دلبستگی قایل نیستند (کولین و همکاران، 2001 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384) اکثر کودکان این گروه در برابر غریبه‌ها منقلب نمی شوند، احتیاط نمی کنند یا کم احتیاط می کنند. موقعی که مادر موقعیت آنها را ترک می کند یا به بازی ادامه می دهند یا آرام دست از بازی می کشند و منتظر مادر نمی‌مانند (کسیدی و ماروین، 1992 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384) در دیدار مجدد مادر از نزدیک شدن اجتناب می کنند و اگر مادر او را در آغوش بگیرد با تکان و بی قراری سعی در پایین آمدن می کنند (اسپنگر[10] و گروسمن[11]، 1993 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384). بزرگسالان اجتنابی از ایجاد روابط صمیمانه با دیگران خود داری کرده و در مقیاس‌هایی که روابط عاشقانه دراماتیک را بررسی می‌کنند، نمرات پایین تری بدست می آورند (فینی[12] و نوللر[13]، 1990).

در مصاحبه های دلبستگی ناایمن- اجتنابی، بزرگسالان با راهبردهایی مانند تاکید بر خودپیروی و اتکا به خود، اهمیت رابطه با منبع دلبستگی را انکار می کنند و سعی در حفظ فاصله با منبع دلبستگی، ممانعت از هیجانات منفی، و نوعی اتکا به خود و وسواس دارند (میکولینر[14] و همکاران، 1990 ؛ به نقل از گلی نژاد، 1380).

دیوید و همکاران (1999) بیان می دارند: این افراد تمایل دارند که اثرات عاطفی روابط گذشته و حال خود را نادیده بگیرند. بویژه یک حالت اجتناب یا انکار سیستماتیک تجارب و خاطرات منفی را پیشه می کنند. از اطلاعات مبتنی به دلبستگی اجتناب می کنند و حتی مانع از هشیاری خود نسبت به آنها می شوند. تجارب خود را بطور شناختی بدون اشاره یا بیان هر گونه محتوای عاطفی پردازش می کنند. بارتولومیوو[15] هوروتیز[16] (1991) به نقل از دیوید (1999) بر اساس اندازه‌های خود توصیفی الگوهای درون کاری، افراد اجتنابی را دارای محتوایی که در آن فرد خود را قوی و مثبت ارزیابی کرده و دیگران را غیر قابل دسترس، بالقوه و طرد کننده دیده‌اند، تعریف می کنند. این افراد تمایل به بیان نیازهای شخصی خود داشته و انتقادپذیری پایینی دارند. آنها در صدد باز خورد اجتماعی به افراد بر نمی آیند. بنابر تحقیقات مری اینس ورث حدود 20 درصد کودکان آمریکایی در این طبقه قرار دارند.

 

2-15-3- سبک دلبستگی نا ایمن دو سو گرا[17]

کودکان دو سوگرا دارای رفتاری متناقض و ناهمگن نسبت به مادر خود هستند. آنان به مادر خود نزدیک می شوند و مجاورت او را می طلبند ولی با نزدیک شدن مادر، خود را کنار می کشند رفتارشان سرد و دوگانه است، در مواقع آشفتگی و پریشانی به سختی آرام می شوند و مدتها به گریه ادامه می دهند. کمرویی از مشکلات این کودکان است (شیور[18]2000 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384) این کودکان در موقعیت غریبه مشکل تر به آرامش می رسند و بین رفتن به سوی مادر و یک شی جالب در نوسانند، اما به محض این که به آن شی نزدیک می شوند مانند کودکان دارای دلبستگی ایمن آزادانه و راحت به دستکاری و اکتشاف نمی پردازند و نسبت به این کودکان در مقابل افراد ناآشنا محتاط ترند (کسیدی، 1994 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384). مادران کودکان دلبسته ناایمن که در موقعیت نا‌آشنا الگوی دو سوگرا نشان می دهند، رویه همسانی در مراقبت از کودک ندارند. گاهی در پاسخ دهی به کودک بسیار حساس‌اند و بعضی وقتها توجهی به او ندارند و در مواقعی رفتارشان مزاحم و مخل فعالیت های کودک است. این مادران مشکلشان این است که شیوه و زمان تعامل آنها با نیازهای کودک همخوان نیست (اینسورث[19]، 1992؛ به نقل از عطار زاده، 1384). آنها در برابر شریک زندگی احساس خصمانه و میل به تصاحب دارند. افرادی که دو سوگرا تشخیص داده می شوند اغلب با خانواده اصلی خود به سر می برند و وابستگی عاطفی خود را با والدینشان حفظ و برای خوشنود کردن والدین خود تلاش می کنند. آنها حوادثی را که در دوران کودکی برایشان اتفاق افتاده را بیان می کنند اما توصیف‌های آنها سازمان یافته نیست (کولین[20]، 1996 ؛ به نقل از عطار زاده، 1384). افراد سبک دلبستگی دو سوگرا (گرفتار مشغولیت ذهنی) یک حالت آشفتگی، عصبانیت یا اشتغال ذهنی منفعل با چهره‌های دلبستگی به طور خاص و روابط به طور عام دارند. هنگام یادآوری خاطرات دوران کودکی خیلی آسان در مشکلات و مسایل عشق و نفرت جذب می شوند که به اعتقاد آنها مشخصه تمامی روابط صمیمی است. به وفور درگیری در روابط خانوادگی و تعارض هیجانی گذشته و حال را آشکار می سازند. یک مفهوم منسجم از “خود”، جدای از دیگران و مستقل از افراد ندارند. خود را در آیینه دیگران می بینند. بنا به تحقیقات مری اینسورث حدود 10% کودکان در این طبقه می باشند.

[1] – Security attachment style

[2] – Beski

[3] – Sceery

[4] – Kobak

[5] – Kacidi

[6] – Marvin

[7] – Colin

[8] – Daivid

[9] – A voidance – insecurity

[10] – Spangler

[11] – Grossman

[12] – Feeney

[13] – Noller

[14] – Micoliner

[15] – Bartholomew

[16] – Horowitz

[17] – Ambivalence – insecurity < Attachment style

[18] – Shaver

[19] – Ainsworth

[20] – Colin

Written by