• رفتارگرایی[1]

در سال های نخستین قرن بیستم، در حالی که فروید، یونگ، آدلر و سایر نظریه پردازان روان پویایی درمورد ماهیت شخصیت انسان با اتکا به روش بالینی نظریه پردازی کردند رویکرد تازه ای به نام رفتارگرایی از تحقیقات آزمایشگاهی روی حیوانات و انسان ها پدیدار شد و دو تن از پیشگامان رفتارگرایی، ثرندایک[2] و واتسون[3] بودند، اما فردی که غالبا با موضع رفتارگرایی تداعی شده اسکینر[4] است که تحلیل رفتاری جدایی آشکاری از نظریه های بیمار گمانه ای روان پویایی است. اسکینر به عنوان محیط گرا معتقد بود روان شناسی نباید رفتار را براساس اجزای سازنده ی فیزیولوژیکی یا سرشتی ارگانیزم توجیه کند، بلکه باید آن را بر پایه ی محرک های محیطی تبیین نماید. او می دانست که عوامل ژنتیکی مهم هستند، اما تاکید داشت که چون آن ها هنگام لقاح ثبت شده هستند، به کنترل رفتار کمکی نمی کنند. تاریخچه ی ارگانیزم، نه آناتومی، مفیدترین اطلاعات را برای پیش بینی و کنترل کردن رفتار تعیین می کند (فیست، فیست، 2002، ترجمه ی سید محمدی، 1391). به طور کلی اسکینر شخصیت را در بهترین حالت، مخزن رفتارهایی که مجموعه ی منظم وابستگی ها ایجاد کرده تعریف نموده است (اسکینر، 1974؛ به نقل از فیست و فیست، 2002؛ ترجمه ی سیدمحمدی، 1391).

 

  • دیدگاه انسان گرایی[5]

در خلال نیمه آغازین قرن بیستم، رویکردهای روان پویایی و رفتارگرایی جایگاه مسلطی را در روان شناسی به خود اختصاص داده بودند. در سال 1962 گروهی از روان شناسان، انجمن روان شناسی انسان گرا را پایه ریزی کردند. آن ها این رویکرد را به عنوان نیروی سوم تلقی کردند، راهی دیگر در مقابل آن دو رویکرد برای توصیف رسالت آن چهار اصل را معرفی نمودند: 1- شخص تجربه کننده مورد توجه اصلی است؛ 2- انتخاب، خلاقیت و خود- شکوفایی[6] موضوعات مهم برای پژوهش هستند؛3- در انتخاب مسائل پژوهشی باید معنی دار بودن[7] بر عینیت برتری داشته باشد؛ 4- بالاترین ارزش متوجه شأن و منزلت انسان است. راجرز[8] و مازلو[9] دو تن از نظریه پردازان اصلی این مکتب می باشند (هیلگارد[10] و اتکینسون[11]، 2003؛ ترجمه ی ساعتچی و همکاران، 1386).

 

 

 

  • نظریه شناختی- اجتماعی[12]

نظریه شناختی- اجتماعی با مردد شناختن دیدگاه هایی که معتقدند فرد با نیروهای درونی برانگیخته می شوند. انسان را می توان از طریق تعامل انسان و محیط تبیین کرد؛ فرایندی که بندورا آن را «موجبیت دوگانه»[13] می نامد.  انسان، هم نسبت به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد و هم فعالانه آن را تفسیر کرده بر موقعیت ها تاثیر می گذارد. همان قدر که موقعیت ها انسان را شکل می دهد، انسان ها نیط موقعیت را انتخاب می کنند، و همان قدر که انسان از رفتار دیگران تاثیر می گیرد، در رفتار دیگران نیز تاثیر می گذارد. از نظر روان شناسان اجتماعی، درک ساختار شخصیت مستلزم توجه به فرایندهای شناختی است. در این دیدگاه سه مفهوم ساختاری انتظارات، صلاحیت ها و اهداف از اهمیت ویژه ای برخوردارند ( پروین و جان، 2001؛ ترجمه ی جوادی و کدیور، 1392).

 

  • نظریه های صفات[14]

فرض اساسی دیدگاه صفات این است که انسان دارای آمادگی های گسترده است که صفات نام دارد و به طرق خاصی به محرک ها پاسخ می دهد. به عبارت دیگر، انسان را می توان از نظر احتمال رفتار، احساسات و تفکر آن ها به طریقی خاص تعریف کرد. اگرچه نظریه پردازان صفات درمورد نحوه ی ایجاد صفاتی که شخصیت انسان را می سازند از یکدیگر متفاوتند ولی همه ی آن ها در این امر توافق دارند که صفات، عنصر اصلی شخصیت انسان را تشکیل می دهد (پروین وجان، 2001؛ ترجمه ی جوادی و کدیور، 1392).

 

  • تعریف کلی شخصیت

نظریه های مختلف در تعریف خود از شخصیت دارای تشابهات زیر می باشند:

  • در اغلب نظریه ها، شخصیت نوعی سازمان یا ساخت فرضی[15] تلقی می شود. در شخصیت رفتارها تا حدودی وحدت و سازمان دارند. به عبارت دیگر شخصیت نوعی پدیده ی انتزاعی[16] است که آن را براساس تفسیر رفتار بیرونی فرد می توان شناخت.
  • در اکثر تعاریف بر تفاوت های شخصیتی بین افراد، تاکید می شود.
  • در بیش تر تعاریف اعتقاد بر این است که شخصیت را باید از دیدگاه تاریخچه تکامل فردی ارزیابی می کرد. شخصیت، درواقع پدیده ای تکاملی و تدریجی است که تحت تاثیر بسیار از عوامل درونی و بیرونی، از جمله وراثت، خصوصیات جسمانی و شرایط اجتماعی قرار می گیرد و رشد و تکامل می یابد (شاملو، 1390).

بنابر وجوه مشترکات تعاریف نظریه های مختلف می توان به یک تعریف قابل قبول برسیم این تعریف عبارت است از: «مجموعه ی سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا پایداری که بر روی هم یک فرد را از فرد دیگر متمایز می کند» (شاملو، 1390؛ بیابانگرد، 1390؛ کریمی، 1385).

[1] – behaviorism

[2] – Thorndike

[3] – Watson

[4]– Skinner

[5] – humanism

[6] – self- actualization

[7]– meaningfulness

[8] – Rogers

[9] – Maslow

[10] – Hilgard

[11]– Atkinson

[12]– cognitive- social theory

[13]– reciprocal determinism

[14]– trait theory

[15] – hypothetical construct

[16]– abstract

Written by