ر ابتدا با یک رئیس خوب و با فهم شروع کنید و سپس به یک فرد سخت گیر و یک رئیس با جذبه برسید. برنامه از این قرار است که در ابتدا چندین تجربه موفق داشته باشید و اعتماد به نفس خود را تقویت کنید . حتی در هنگامی که در حال اجرای نقش گزاری در یک موقعیت بسیار مشکل هستید شریک شما نباید شما را دریک موقعیت بسیار سخت زمانی که اصلاً وجود آن هم هیچ لزومی ندارد قرار دهد . دراین میان ما به تجدید قوا و تقویت نیازمندیم .

نظریات موجود در گام دو را مورد استفاده قرار دهید و هر صحنه را چندین بار ، 5 تا 10 بار تکرار کنید . آنقدر نظرات خود را بهبود ببخشید تا اینکه احساس راحتی و رضایت کنید . سپس یک موقعیت سخت تر را تجربه کنید . به دستیار و شریک خود این اجازه را بدهید که راههای گوناگونی را در اختیار داشته باشد به عنوان نمونه یک موقعیتی که در آن دعوت شما را مشتاقانه قبول کند در مورد این دعوت تردید داشته باشند آن دعوت را به تعویق بیاندازد تصمیم بگیرد و یا سریع آن در خواست شما را رد کند . بدین صورت شما تعامل های گوناگونی را که در زندگی واقعی نیز با آن درارتباط هستید را مورد تمرین قرار داده اید .

پس از انجام چندین تمرین برای کنار آمدن با موقعیت های گوناگون بازخوردی را از شریک خود طلب کنید و عملکرد خود را ارزیابی کنید . به آنچه که خوب انجام داده اید و یا هر آنچه را که در آن اشتباه کردید توجه کنید . یک فهرست ذهنی و یا واقعی را از آنچه که نیاز به بهبود دارد ترتیب دهید . سازنده باشید ، همیشه به دنبال رفتارها ویا نظریاتی باشید که تاثیرگذاری شما را بهبود می بخشد . تا زمانی که ازعملکرد خوب خود مطمئن نشده اید بر یک موقعیت مشکل تر و سخت تر نروید .

تذکرهای دوست شما اگر شامل نکات اشاره شده زیرباشد بسیار ارزشمند خواهد بود : (1) بسیار خاص باشد ، به عنوان مثال «بسیار عصبی بودید » . ازطرف دیگر «شما اصلاً لبخند نمی زنید» . لبهای شما محکم بودند و اصلاً به من نگاه نمی کردید . کاملاً روشن می کند که شما به تمرین چه چیزی نیاز دارید . این نکته که فرد رفتارهای خاص شما را که چنین پاسخ هایی را به همراه داشته است را تشخیص دهد بسیار مهم است . پس شما می توانید چیزهای مختلف وگوناگونی را تمرین کنید . (2) ستایش های سخاوتمندانه باید با پیشنهادات سازنده در هم امیزد . هیچ سرزنش و یا انتقادی لازم نیست . (3) توجه و تاکید باید بر چگونگی ایجاد زمینه برای بهبود و پرورش باشد . پیشنهادات باید عملی باشند و ما باید محدودیت های اطرافمان را نیز درک کنیم و به آنها توجه داشته باشیم .

همچنین از طریق ضبط ویدویی و یا رادیویی نیز امکان پذیر است . به رفتارهای کلی وعمومی صحبت کردن خود توجه کنید . نکات مثبت خود را به همراه ضعف های موجود توجه کنید . آیا بلند و واضح صحبت کرده اید؟ آیا نوسانات صدایی خوبی داشته اید و آیا صدای شما واضح و صاف بوده است ؟ آیا عصبی و تردید آمیز صحبت کرده اید و یا آرام و کاملاً آماده بوده اید ؟ آیا به دیگر افراد نیز نگاه می کردید ؟ آیا حرکات بدن شما علاقه و احساسات مثبت شما را در قبال دیگر افراد نشان می دادند ؟ البته با گوش دادن و یا تماشا کردن تعاملات متقابل ، روش های گوناگونی را برای بهبود بخشیدن دامنه لغوی خود و یا رفتارهای خود بدست خواهید آورد .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه روانشناسی گرایش بالینی: تعیین شیوع اختلال بدشکلی بدن و میزان همایندی آن با اختلال افسردگی اساسی، وسواس فکری-عملی، اضطراب اجتماعی و اختلالات خوردن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز- قسمت 3

همانطور که به سمت مهارت پیش می روید ، احساس اعتماد به نفس بیشتری نیز خواهید کرد . همانطور که بر اضطراب خود غلبه می کنید ، واقعاً قادر به استفاده از مهارت های خود نیز خواهید بود . انعطاف پذیرتر می شوید . سریع تر عمل می کنید و باهوش تر می شوید . اگر چه با موقعیت های ساده شروع کرده اید اما نهایتاً به موقعیت های سخت و پیچیده رسیده اید . و در آنجا نیز موفقیت هایی داشته اید .

گام چهارم : از مهارت های جدید در زندگی واقعی خود استفاده کنید.

اگر استفاده نکنید آنرا از دست خواهید داد . نگویید بعداً آنرا تمرین خواهم کرد. بلکه بگویید من دو ساعت دیگر آنرا انجام می دهم . در ذهن خود فعالیت های خاصی را که در موقعیت های خاص و در آینده نزدیک می توانند اتفاق بیافتند را بیاورید . آنها را در فهرست کارهای که روزانه باید انجام شوند یادداشت کنید. در غیر اینصورت هیچوقت فرصتی برای استفاده مهارت های جدید بدست نخواهید آورد . خودتان را آرام کنید نه خیلی آرام و نه خیلی سریع . پیشرفت های خود را مورد ستایش قرار دهید  و به خود جایزه دهید .

از آسانترین کارشروع کنید . و به موقعیت های مشکل برسید . اگر یک و یادو موقعیتی را دراختیار دارید که دیگران آنچنان که شما انتظار دارید رفتار نخواهند کرد همان نگرشی را که در نقش پذیری انجام دادید را ادامه دهید . حتی اگر به چهار و یا پنج شکست هم برخورد کردید باید به آنچه که در حال انجام آن هستید توجه کنید . آیا چیز اشتباهی را می گویید ؟ آیا با افراد نادرستی در ارتباط هستید ؟ آیا به مهارت های گوناگونی احتیاج دارید ؟ نگرش های گوناگونی را امتحان کنید . از اشتباهات خود درس بگیرید ناامید نشوید .

اگرتعامل در یک موقعیت خاص را تمرین کرده اید و احساس می کنید که مهارت کافی را در اختیار دارید اما هنوز نمی توانید این مهارت ها را در زندگی واقعی مورد استفاده قرار دهید باید بر ترس خود غلبه کنید . حساسیت زدایی را امتحان کنید (در ذهن خود تمرین کنید). و تصور کنید که موفق شده اید .

در غیراینصورت اضطراب خود را باید کم کنید .

بر چگونگی پاسخ دیگران به شما توجه داشته باشید تا مشاهده و ارزیابی رفتار خودتان . نمونه : به جای توجه به تماس چشمی به میزان افشای دیگران درهنگام افشا و بیان نظریات خود توجه کنید، از آنها سوالاتی بپرسید ، در برابر آنها خم شوید ، با علاقه به چشمان آنها نگاه کنید و سر تکان دهید . با توجه به گفته های دیگران و نیز با توجه به رفتارها و تعاملات آنها ممکن است خودآگاهی خود را از دست دهید . شما می توانید تاثیر خود را بر دیگران مشاهده کنید که این امر شما را خشنود خواهد کرد .

 

 

مدت زمان لازم :

نگرش های پر از مهارت به مشکلات عمده نظیر مصاحبه برای یک شغل جدید و یا آموزش ملاقات با یک فرد با جنس مخالف ساعت ها طول می کشد . ممکن است شما مجبور شوید دو و یاسه ساعت دیگران را مدنظر داشته باشید و سپس با دوست خود برای دو و یا 3 ساعت نقش گزاری کنید . سپس در ذهن خود یک موقعیت واقعی را چندین ساعت ترسیم کنید .

قسمت دوم مقاله

دانلود متن