g> ممکن است مشکلات دوستتان شما را به یاد تجربه مشابهی که قبلاً خود داشته اید بیاندازد . ما مسئول برخی از رفتارهایی هستیم که همدردی به حساب نمی آیند .

یک پاسخ همدردی صحیح باعث تسخیر روح و ماهیت اصلی احساسات سخنگو می شود .

خودتان را به جای آنها بگذارید . توصیه های شما دقیقاً انعکاس دهنده آنچه که سخنگو به شما گفته است ، می باشد . مختصر و مفید باشد . از کلمات ساده ای که متعلق به خود شما است و تشریح و توصیف نامیده می شود استفاده کنید . در غیر اینصورت اینطوربه نظرمی رسد که شما طوطی وار سخن می گویید و با این روش کسی که با شما صحبت می کند می فهمد ک شما به اوتوجه دارید و برای او نگران هستید . این نکته بسیار مهم است که هیچ کس نمی تواند یک همدرد مناسب درهر زمان ممکنه باشد وپاسخ صحیح همدردی را به طرف مقابل ارائه کند . مرتباً امتحان وآزمایش کنید چرا که جملات بیان همدردی به صورت سوال هستند . به عنوان مثال وقتی شما می گویید حال شما خوب نیست درواقع شما می پرسید ناراحت هستی درست می گویم ؟ وقتی که در پاسخ دادن سریع نیستید. هیچ اشکالی ندارد ، چرا که به سخنگو و کسی که با شما صحبت می کند این فرصت را می دهد که فوراً صحبت های خود را جمع بندی کند و در مسیر صحیح هدایت کند تا شما این امکان را پیدا کنید تا با او هم قدم باشید . پس ارائه یک سری پیشنهاداتی که انعکاس دهنده درک شما از آنچه که گفته شده است باشد بسیار مهم و ضروری است . اگر دو یا سه دقیقه سخنگو هیچ پیشنهاد و توصیه ای را از طرف شما دریافت نکند نخواهد فهمید که شما در چه فکری هستید و ممکن است علاقه خود را برای بیان و ابرازاحساساتش از دست بدهد و ممکن است به این نتیجه برسد که شما آنچه که او گفته اصلاً نفهمیده اید .

یک دوست خوب کسی است که شما بتوانید آنچه که در دل دارید را به او بگویید . بتوانید غم و خوشحالی را با یکدیگر تقسیم کنید . دست یکدیگر را بگیرید و اندوه ها را کناربزنید . آنگاه اصل سخنانی را که به یکدیگر  می گویید را متوجه شوید .

مدت زمان لازم

احتمالاً چند ساعت نقش بازی کردن با دوستانتان برای ارائه یک پاسخ همدردی و آگاهی از احساسات با استفاده از پرسش ها و قضاوت در مورد خوبی و بدی سخنگو ، توجه به آنچه که بعداً خواهد گفت و فکر کردن به مباحثی که ذکر شده کافی خواهد بود . اما ترک کردن عادات اجتماعی و روش های قدیمی مشکل است . به همین علت است که تمرین در شرایط واقعی زندگی بسیار لازم و ضروری است . در حقیقت ، تخمین لازم برای یک همدرد خوب بودن ناممکن است چرا که تقویت این مهارت هیچوقت پایان نمی پذیرد . اما اگر هر روز تمرین کنید، تغییرات مهم و عمده ای را در تعاملات صمیمانه خود ظرف یک یا دو هفته مشاهده خواهید کرد. هیچوقت به سطح تکمیل این مهارت ها نمی رسیم . چون رفتارهای بشری بسیار پیچیده اند . افراد بسیار متفاوت هستند ، روابط آنها بسیار پیچیده و بغرنج است ، و دانش روانشناسی بسیار وسیع و گسترده است . هرچه که بیشتر بدانید بهتر عمل خواهید کرد .

مشکلات رایج

اگر چه این راه یکی از بهترین راههای پاسخ در هنگام بروز مشکل است اما در هنگام استفاده از این روش و بروز برخی از سوء تفاهم ها خطراتی در مورد این روش وجود دارد.

  • هنگامیکه با فردی همدردی می کنید ازفردی می خواهید که آنچه را که در دل دارید به شما بگوید . هرگز زمانیکه واقعاً قصد کمک به فرد را ندارید این کار را انجام ندهید . اگر ده یا پانزده دقیقه فرصت دارید . بگذارید که سخن گو از این زمان کوتاه شما مطلع شود (به فرد بگویید که فرصت زیادی برای کمک به او ندارید ).
  • این احتمال وجود دارد که سخنگو پس از اینکه با شما صحبت کرد و مشکلش را دوباره به خاطر آورد احساس ناراحتی کند و فکر کند که حالش بدتر شده است. این حالت مخصوصاً در مورد افراد افسرده و عصبانی اتفاق می افتد . امیدواریم که ناراحتی و تنفر (با سخن گفتن ) ابراز گردد و به موجب آن سخنگو بتواند برای حل مشکل ویا حداقل تشخیص بحرانی قدمی بردارد . اما گاهی اوقات بعد از دو یا 3 ساعت به جای توجه به پاسخ های همدردی طرف مقابل و شنونده هنوزهم بر ناراحتی و عصبانیت خود پافشاری می کنند . بسیاری از شنوندگان و همدردان نهایتاً موضوع را به سمت راه حل های احتمالی موجود می کشانند و اما این کار هم فایده ای ندارد . اغلب اوقات اگر به گوینده اجازه دهید که تمام آنچه را که در دل دارد بازگو کند آنگاه وی حاضر به شنیدن راه حل ها و توصیه های شما می شود .
  • گاهی اوقات فعالیت های همدردی آنقدر خوب عمل می کند که فرد گوینده از واکنش های شنونده و پاسخ های همدردی او به خوبی استفاده می کند و صحبت و مصاحبه را به راه حل های درمانی خوبی می کشاند . مهارت در اینگونه ارتباطات بسیار مهم است .
  • سخنگو ممکن است دچار این اشتباه شود که واکنش صحیح شما در برابر احساسات وی به منظور توافق شما بر عقاید و حالات درونی اوست. اغلب (نه همیشه) لازم است که این عدم تفاهم و درک ناصحیح را درست کنید . این کار باید بطور مختصر انجام گیرد . پس به سخنگو این اجازه و فرص را بدهید که شما را بشناسد و این نکته را درک کند که وی با شما متفاوت است آنگاه واکنش های همدردی را بهتر قبول می کند .
  • به عنوان یک فرد معالج ممکن است شما پاسخ های همدردی گوناگون و زیادی را ارائه دهید اما ممکن است که احساسات درونی خود را کمتر ابراز و آشکار کنید . اما به عنوان یک دوست بیان احساسات و حل مشکلات به همان اندازه که طرف مقابل ابراز داشته است از اهمیت زیادی برخوردار است . در غیر اینصورت به یک رابطه درمانی یک طرفه خواهید رسید .
  • وقتی که گوینده جزئیات مشکلش را بازگومی کند ممکن است شما تصور کنید که شما هم باید چیزهای بیشتری بگویید . اما همین اندازه که علاقه و اشتیاق خود را نسبت به سخنان او بیان دارید و نشان دهید ، کافی است . چندین کلمه که نشان دهنده این باشد که شما از نظر احساسی با فرد سخنگو موافق هستید ، کافی است .
  • بسیاری از افراد که درابتدای راه هستند فکر می کنند که همدردی کردن آسان و ساده است . تمام کاری که باید انجام دهند ، همدردی کردن است . اما درست نیست . شما باید احساسات درونی طرف مقابل را که وی درباره آنها صحبتی به میان نیاورده است تشخیص دهید ، با استفاده از یافته های خود ارتباط برقرار کنید و بینش جدیدی را ایجاد کنید . به علاوه ممکن است شرایط و رفتارها طوری باشند که شما احساس اشتباه ، گناه ویا تنفر کنید و قادر به ارائه همدردی نباشید .
  • درابتدا ممکن است شما فکر کنید که تنها یک پاسخ صحیح همدردی وجود دارد اما درحقیقت چندین پاسخ متفاوت وجود خواهد داشت . به عنوان مثال یکی از دوستان شما می گوید : یک عالمه کار دارم و خیلی ناراحتم ، احساس ناامیدی می کنم . سه تا امتحان دارم ، دو تا مقاله باید تهیه کنم ، 250 صفحه را باید بخوانم . تمرین موسیقی هم باید بکنم ! علاوه بر اینها میهمانی هم می خواهم بدهم . ممکن است شما جواب دهید انجام همه این کارها خیلی سخت و نا ممکن است . «نمی ترسی که نتوانی همه اینها را انجام دهی » یا «اینکه کارهای مدرسه به اندازه میهمانی دادن جالب نیستند بسیار ناراحت کننده است » یا «اینکه تصمیم گیری چه کاری انجام دهی بسیار سخت و مشکل است» تمامی این پاسخها و دیگر پاسخ های ممکنه دیگر صحیح هستند .
  • صحت پاسخ های همدردی تا زمانی که سخنگو واکنشی نشان نداده است نمی تواند قضاوت شود . سخنگو همیشه درست می گوید ! توصیه شما ممکن است بر اساس تمام متن های نوشته شده در کتابهای روانشناسی صحیح باشد ، اما اگر سخنگو با تفاسیر و مشاهدات شما موافق نباشد ، میزان درجه همدردی شما بسیار پایین خواهد آمد . این نگرش ،نگرش غیر مستقیم یاآرام نامیده می شود . بدین معنی که به سخنگو اجازه داده می شود تا تمامی احساسات درونی خود را بازگو کند . اینگونه افراد درمانگر صبر می کنند تا سخنگو تمام مشکلاتش را ابراز کند و با سکوت خود حقیقت را کشف کرده و برنامه های درمانی خود را گسترده تر می کنند . اینطور به نظر می رسد که فرد دارای مشکل از آموزش حل مشکل خود بهتر سود می برد و بهتر راضی می شود تا حل مشکلش . اگر شما بتوانید که به فرد کمک کنید تا برای ابراز مشکل و احساس درونی خود بطور کافی احساس امنیت کند ، آنگاه به فرد این اطمینان را داده اید که مشکل او حل خواهد شد .
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی: افسردگی در دو گروه دانشجویان بومی و غیر بومی- قسمت 2

تاثیر ، امتیازات و خطرات

پاسخ همدردی (واکنش همدردی ) یکی از بهترین روش های درمانی تحقیقاتی است . نشان داده شده است که این روش یکی از راههای موثر درمانی است (ایگان 1979) . اگر در درمان از این روش استفاده شود باید به صورت دوستانه باشد . اغلب انبوهی از راه حل ها و شیوه های درمانی مربوط به همدردی وجود دارد و ارائه می شود از جمله داشتن دید مثبت بی قید و شرط وگرم ، گشاده رو ، صاف و روراست بودن . این طور نیست که همدردی به تنهایی مفید و سودمند باشد بلکه این پاسخ های گوناگون از حساسیت و شدت موضوعات می کاهند . هیچ خطری به غیر از مشکلات کوچک بحث شده دربالا وجود ندارد .

ابراز عصبانیت بطور سازنده

قسمت چهارم مقاله درباره مهارت اجتماعی

دانلود متن