تفاوت مذهب و معنویت

کلمه مذهب[1]، از ریشه لاتین به معنای به هم پیوستن است. یک مذهب، تجربیات معنوی جمعی یک گروه از مردم را به داخل سیستمی از باورها و اعمال، سازماندهی می­کند. مذهبی بودن به درجه شرکت یا میزان پذیرش باورها و اعمال یک مذهب سازمان یافته اطلاق می­شود. معنویت مفهومی وسیع­تر از مذهب دارد و شامل مفاهیم دیگری همچون سلامت معنوی، آرامش و راحتی ناشی از ایمان و تطابق معنوی، تجربیات و تظاهرات روح فرد در یک روند بی­همتا و دینامیک که منعکس­کننده ایمان به خدا یا یک قدرت بی­نهایت می­باشد و یکپارچگی همه ابعاد انسانی است (میرشمسی، 1388).

برخی افراد خود را معنوی می­دانند اما بر یک مذهب رسمی صحه نمی­گذارند. مذهبی بودن و معنویت، مفاهیمی هستند که هم­پوشانی دارند، به صورت تجربی، هر دو جستجوی معنا و هدف، اتصال و آرزوها را ممکن است شامل باشند. در این نگاه، مذهبی بودن شبیه معنویت است. مذهب و معنویت از مهم­ترین عوامل فرهنگی هستند که به ارزش­های انسانی، رفتارها و تجربیات، ساختار و معنا می­دهند. ویگلزورث (2004) برای معنویت دو بعد عمودی و افقی ذکر می­کند، بعد عمودی منعکس­کننده ارتباط با خدا یا یک قدرت بی­نهایت است. بعد افقی هم منعکس کننده ارتباط ما با دیگران و طبیعت و هم اتصال درونی ماست، که عبارت است از توانایی ما برای یکپارچه کردن ابعاد مختلف وجودمان و توانایی برای انتخاب­های مختلف. بحث­های موجود در مورد معنویت، به این منجر شده است که معنویت امری ذهنی، مبهم و قطبی[2] شود. در یک انتهای طیف، به معنویت مترادف با مذهب نگریسته شده است، در حالی که در انتهای دیگر طیف برای تمام افراد باایمان یا معتقد به خدا نیز، به کار می­رود. گفته می­شود معنویت برای افراد مختلف، بسته به نگرش آنها به جهان یا فلسفه زندگی آنها معانی مختلفی دارد. در حالی که برخی دیگر قاطعانه اظهار می­دارند که هنگامی که معنویت از همراهی با مذهب جدا شود، عاری از هر گونه معنا یا مفهوم واقعی می­شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه بررسی و مقایسه میزان اثر بخشی دوره های آموزشی ICDL بر فعالیتهای آموزشی و پژوهشی دبیران- قسمت 2

مذهب شامل باورها و اعمال مشخص است، در حالی که معنویت بسیار گسترده­تر است. مذهب واکنش ما نسبت به چیزی است که خداوند انجام داده است. مذهب درباره معنویت نیست. هر انسانی دارای معنویت مذهبی است، اما هر انسان مذهبی دارای معنویت نیست. خداوند یک مذهب نیست. دین پاسخ عملی نسبت به خدا است و بنابراین، خدا نمی­تواند یک مذهب باشد (جین[3] و پروهیت[4]، 2006). معنویت یک جنبه درون شخصی است در حالی که مذهب بیشتر دارای جنبه بیرونی اجتماعی است (کینگ[5]، 2008).

موریر- آلمیدا[6] و کوئنیگ[7] (2006) مذهب را به عنوان یک سیستم سازماندهی شده ار عقاید، آداب و رسوم، و آیین­ها و مظاهری می­دانند که برای تسهیل نزدیکی به امور متعالی و روحانی (یعنی خدا، قدرت برتر، یا حقیقت غائی) در نظر گرفته شده است. در حالیکه معنویت، جستجوی فردی برای یافتن سؤالات غائی پیرامون زندگی، معنا و روابط با امور متعالی وروحانی، که ممکن است از بسط آیین­های مذهبی، شکل­گیری انجمن­ها ایجاد شود یا منجر به این امور گردد.

آشکارا به نظر می­رسد که معنویت بایستی به عنوان مفهومی وسیع­تر از مذهب دیده شود. این نظر در مورد این مفهوم مشخص می­سازد که معنویت در برخی از حوزه­های معمول سهیم هستند و هرکدام نیز حوزه­های خاص خود را دارا هستند (تری، 2006، به نقل از برجعلی، 1389). معنویت تجربه کاملا شخصی مقدس است، در حالی که دین بیشتر شامل کیفیاتی است که به بافت دینی سنتی فرد اشاره می­کند (کلی[8]، 2008). اعتقاد بر این است که هر دو سازه، یعنی دینداری و معنویت جزء عوامل اجتماعی و روان­شناختی مهم در زندگی انسان­ها هستند (ساواتزکی[9]، رتنر[10] و چیو[11]،  2005).

 

[1] Religion

[2] Polar

[3] Jain, M.

[4] Purohlit, P.

[5] King, D.B.

[6] Moreira-Almeida, A.

[7] Koenig, H. G.

[8] Kelley, B. S.

[9] Sawatzky, R.

[10] Ratner, P. A.

[11] Chiu, L.