تعاریف هوش معنوی از نظر برخی صاحب­نظران

بولینگ (1998)، ایمونز (1999)، زهر[1] و مارشال[2] (2000)، لوین (2000)، نوبل (2001)، ولمن[3] (2002)، سیسک[4] و تورنس[5] (2001)، بازن (2001)، والش[6] و واگان[7] (2002)، مک هاوک[8] (2002)، ویگلزروث[9] (2004)، نازل[10] (2004)، چالز مارک (2004)، اسکالر (2005)، امرام[11] (2005، 2007، 2009)، سیندی و یگلزورث (2004، 2008)، سینگ جی (2008)، سیسک (2008)،کینگ[12] (2008) به ارائه تعاریفی از هوش پرداخته­اند که به برخی از آن­ها در جدول 2-2  اشاره می­شود.

 

جدول2-2 تعاریف هوش معنوی به همراه نام محقق و سال ارائه

نام دانشمند (سال)

 

تعاریف هوش معنوی
بولینگ (1998) نوعی دانش است که سبک زندگی را بیان می­کند و شناختی را مشخص می­کند که اعمال انسانی را در پدیده اصلی وجود الویت­بندی می­کند و گستره زندگی را در عشق توسعه می­دهد (سیرکتون[13]، 2008).
ایمونز (1999) کاربرد انطباقى اطلاعات معنوى در جهت حل مسئله در زندگى روزانه و فرایند دستیابى به هدف (امرام، 2009).
زهر و مارشال (2000) استعدادی ذهنی که انسان در حل مسائل معنوی و ارزشی خود به کار می­گیرد و زندگی خود را در حالتی از غنا و معنا قرار می­دهد (صمدی، 1387)
لوین (2000) شهود را در بر می­گیرد که ورای هوش عقلایی، خطی و تحلیلی ماست (امرام، 2009).
نوبل (2001) استعداد ذاتی بشری است (سهرابی، 1387) و عملکرد ذهنی انسان را منعکس می­کند (ساغروانی، 1388).
ولمن (2002) در برگیرنده تفکر، ادراک و حل مسئله است و ظرفیتی انسانی است برای پرسیدن سوالات غایی در خصوص معنای زندگی و تجربه ارتباطات یکپارچه بین هر یک از ما و جهانی که در آن زندگی می­کنیم (امرام، 2009).
سیسک و تورنس (2001) خودآگاهی[14] عمیق­تر و آگاهی هر چه بیشتر از ابعاد خود، نه فقط به عنوان جسم، بلکه به عنوان فکر و جسم و روح را تشریح می­کند (سیرکتون، 2008).
بازن (2001) آگاهی از جهان و مکانی که در آن هستیم (Wikipedia).
واگان (2002) ظرفیتی برای فهم عمیق مسائل مربوط به هستی و داشتن سطوح چندگانه آگاهی (امرام، 2009).
والش و واگان (2002) در برگیرنده مجموعی از قابلیت­هاست، و توانایی­هایی مانند خودآگاهی بیشتر، آگاهی از ماهیت چند بعدی حقیقت، دارا بودن تقوا، شناخت تقدس در فعالیت­های روزانه می­باشد (امرام،2005).
مک هاوک (2002) تجربیات محسوس، منحصر به فرد، توسعه­یافتگی[15] و خود شکوفایی تعریف می­شود (سیرکتون، 2008).
ویگلزروث (2004) هوش معنوی را معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی، و توانایی به دست آوردن قدرتی تعریف می­کند که ما را برای رسیدن به رؤیاهای­مان یاری می­دهد (ویگلزروث، 2004).
نازل (2004) از روابط فیزیکی و شناختی فرد با محیط پیرامون خود فراتر رفته و وارد حیطه شهودی و متعالی دیدگاه فرد به زندگی خود می­گردد (غباری بناب و دیگران، 1386)
چالز مارک (2004) جنبه­های شناختی و عاطفی ذات ما را در بر می­گیرد، و به عنوان جزئی از هوش کلی است، که بصیرت، تجربیات، و ماوراء را شامل می­شود (سیرکتون، 2008).
اسکالر (2005) رویکردی جدید نسبت به زندگی خود و دیدن زندگی به عنوان یک سیستم به هم پیوسته، و سیستمی است که شامل ابعاد روحی انسان می­شود (سیرکتون، 2008).
امرام (2005، 2007، 2009) توانایی به کارگیری و بروز ارزش­های معنوی است، به گونه­ای که موجب ارتقای کارکرد روزانه و سلامت جسمی و روحی فرد می­شود (امرام، 2005، 2007، 2009)
سیندی و ویگلزورث (2004، 2008) توانایی رفتار کردن همراه با خرد، در حین آرامش درونی و بیرونی صرف نظر از پیشامدها و رویدادها است (Wikipedia).
سینگ جی (2008) توانایی ذاتی، تفکر و درک پدیده­های معنوی است و رفتار روزانه ما را با ایدئولوژی معنوی هدایت می­کند (Wikipedia).
سیسک

(2008)

هوش معنوی را توانایی کاربرد رویکرد چند حسی در حل مسئله و یادگیری همراه با گوش سپردن به ندای درون معرفی می­کند. به عبارت دیگر، هوش معنوی خودآگاهی عمیقی است که فرد بیشتر از جنبه­های درونیش آگاه شده و آنها را درک می­کند به گونه ایکه بشر در این حالت تنها جسم نبوده بلکه مجموعه­ای از فکر، روح و بدن است.
کینگ (2008) مجموعهای از ظرفیت­های عقلی که به آگاهی کامل و کاربرد انطباقی از جنبه­های معنوی و جهان مافوق وجودی شخص کمک می­کند و منجر به خروجی­هایی مانند تفکر وجودی­عمیق، افزایش معنا، شناسایی عالم مافوق و سلطه حالت­های معنوی می­شود (کینگ، 2008).

 

 

 

 

[1] Zohar, D.   

[2] Marshall, I.

[3] Wolman, R.R.

[4] Sisk, D. A.

[5] Torrance, E. P.

[6] Walsh

[7] Vaughan, F.

[8] MacHovec, F.

[9] Wigglesworth, C.

[10] Nasel, D. D.

[11] Amaram, Y.

[12] King, D.B.

[13] Crichton, J.

[14] Self-awareness

[15] Expansive

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نظریه تغییر رفتار-پایان نامه باورهای غیر منطقی و گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان