تاثیر باورهای انگیزشی و اسنادی مثبت مشوقانه؛عزت نفس و خودکارآمدی

بیشتر  باز خورد هایی که معلمان به دانش آموزان می دهند ، برای ایجاد انگیزش است و بازخوردهای عملکردی کمتر  به کار می روند. در نوعی از باز خورد انگیزشی ، اطلاعات مقایسه ای درباره ی توانایی سایر دانش آموزان به یک دانش آموز داده می شود(شانک 1989). اطلاعات  مشاهده ای که در مقایسه با دیگران باز خورد های قانع کننده ای در اختیار فرد می گذارند ،منبع مهمی از اطلاعات خودکارآمدی هستند( بندورا،1986؛  شانک، 1995).

در باز خورد اسنادی ، به منظور افزایش انگیزش ، عملکرد دانش آموزان به یک یا چند اسناد( عواملی که تصور می شود در حاصل کار او دخیل بوده اند ) ربط داده می شود(شانک، 1995). در این حالت معلمان می توانند به دانش آموزان یاد دهند که عدم موفقیت خود را به عوامل قابل کنترل( مثلا تلاش کم یا استفاده از راهبرد یادگیری نامناسب ) به جای عوامل قابل کنترل نسبت دهند. دیک[1](1999) در پژوهش خود نشان داد که افراد دارای چارچوب های انگیزشی متفاوتی هستند که بر پاسخ دهی آن به بازخوردهای بیرونی و همچنین استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیم تاثیر می گذارد.

باتلر(1988) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که دادن بازخورد تنها به شکل نمره به دانش آموزان تاثیر بسیار کمی بر استفاده ی آنها از راهبردهای یادگیری خودتنظیم دارد، زیرا این امر باعث می شود که دانش آموزان به جای این که بر تکالیف دشوار تمرکز کنند و بخواهند عملکردشان را بهبود ببخشند خودشان را با دیگران (همکلاسیهایش) مقایسه کنند. همچنین پژوهش ها نشان داده اند که ارائه ی بازخورد به دانش آموزان به صورت رتبه بندی  آنها بر اساس نمرات کلاسی تاثیرات منفی بر عملکرد آن ها دار،. بخصوص این نوع بازخورد باعث کاهش عزت نفس و خودکارآمدی دانش آموزان می شود(کراون،مارش و دبوس،1991).

سایر راهبردهایی که به بهبود انگیزش ،عزت نفس و خودکار آمدی دانش آموزان کمک می کنند(گیبس[2]،1999):

  • ارائه ی بازخوردهای نوشتاری مبنی بر داشتن عملکرد مناسب دانش آموز
  • ایجاد یا فراهم کردن فرصتی برای دانش آموز برای این که دیدگاهش را نسبت به اهداف یا راهبردهای مورد استفاده اش تغییر دهد.
  • انجام ارزشیابی های تکوینی همراه با ارائه ی بازخورد
  • در باب اصل 6

دادن زمان کافی به دانش آموز جهت پر کردن شکاف بین عملکرد فعلی و مطلوب

مطابق با دیدگاه وورک(2003) دو نکته ی اساسی ممکن است در ارائه دادن بازخورد معلم به عنوان یکی از منابع بازخورد بیرونی مدنظر قرار گیرد، اول این که، بازخورد با بهترین کیفیت باید ارائه شود. دوم این که بازخورد به تغییر رفتاردانش آموزان منجر شود. برخی از پژوهشگران بر نکته ی اول تاکید می کنند در حالی که برخی دیگر بر نکته ی دوم ،حال آن که دو مبحث دارای اهمیت یکسانی هستند.

بازخورد معلم فرصت مناسبی را فراهم می آورد برای این که دانش آموزان شکاف بین عملکرد فعلی و عملکرد مطلوب را پر کند (وورک2003).

باود[3](2000) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که بازخوردهای معلم(کلامی ، نوشتاری) در ارزشیابی های تکوینی خودکارآمدی دانش آموزان را افزایش می دهند. باود(2000) بر اساس مدل بازخورد استدلال می کند که برای پر کردن شکاف بین عملکرد فعلی و مطلوب دانش آموز دو روش وجود دارد:

اول؛ فراهم کردن فرصت ها یا ارائه ی تکالیفی به دانش آموزان که نشان دهنده ی بخشی از تکالیف نهایی باشند و سپس به عمل آوردن ارزشیابی از این تکالیف و دادن بازخورد مبنی بر داشتن  عملکرد مناسب یا نامناسب

دوم؛ این فرصت را فراهم کنیم که چرخه ی بازخورد معلم با تکلیف – عملکرد بین معلم و دانش آموز تکرار شود. نحوه ی بازخورد معلم  هر دو فرایند بالا را حمایت می کند: از یک طرف بازخورد معلم به دانش آموز این کمک را می کند که گام بعد دریادگیری مطالب را پیش بینی کند و از طرفی در طول این بازخورد دانش آموزان نسبت به عملکردشان به یک بینش جدیدی دست پیدا می کنند.

سایر راهکارها برای افزایش کارآمدی بازخورد معلم در پر کردن شکاف بین عملکرد فعلی و مطلوب دانش آموز:

  • ارائه ی بازخوردهای مشفقانه و مثبت مبنی بر رسیدن دانش آموز به اهداف از پیش تعیین شده
  • استفاده کردن از مدل بازخوردی، بر حسب اهداف از پیش تعیین، راهبردهای یادگیری خودتنظیم و عملکرد دانش آموزان
  • استفاده کردن از بازخورد های نوشتاری در کنار بازخوردهای کلامی

[1] – Dweck, C

[2] – Gibbs, G

[3] – Boud

Written by