. انواع کمال گرایی

21-5-1  هاماچک[1](1978)

هاماچک میان کمال گرایی بهنجار و روان نژند تفاوت گذاشت و معتقد بود که کمال گرایی پدیده ی بسیار پیچیده ای است که هم به فعالیت طبیعی سازگار و هم به ناسازگاری روانی وابسته است.

 

 21-5-1-1. کمال گرایی بهنجار[2]

در کمال گرایی بهنجار اشخاص از کارهای سخت و طاقت فرسا لذت می برند، و زمانی که احساس می کنند در انجام کارها آزادند، می کوشند تا به بهترین صورت عمل کنند. موفقیت در انجام کارها به گونه ای احساس خشنودی و رضایت به همراه می آورد(می سیل دین[3]، 1963)، هم چنین نوعی احساس اعتماد به نفس نیز در پی دارد، زیرا افراد می توانند هم محدودیت های فردی و هم محدودیت های اجتماعی را بپذیرند. بنابراین برخی جنبه های کمال گرایی(خودمدار) و معیارهای بالای شخص و پی در پی شدن آنها، از تلاش های سازنده برای دستاورد ویژگی های خوب دیگری مانند خودشکوفایی هستند(فراست و همکاران، 1990).

 

21-5-1 -2. کمال گرایی روان رنجور[4]

به علت پرهیز زیاد از اشتباه بوجود می آید. برای شخص، انجام هیچ کاری کاملاً خوب به نظر نمی رسد و فرد از بدست آوردن خشنودی از آنچه در حالت طبیعی خوب انجام شده و یا حتی بهتر از کارهای دیگران نیز هست، ناتوان است، هیچگونه تلاشی کاملاً بسنده به نظر نمی رسد و همزمان که فرد می‌کوشد رضایت و خشنودی دیگران را فراهم آورد، به شدت تلاش می کند از هر گونه شکست و خطا بپرهیزد(فلت، 1995). بنابراین چنین شرایط خود درگیری و تجربیات تنش زای میان فردی گوشه ای درماندگی منفی شدید در شخص بوجود می آورد(فراست و همکاران، 1991).

(هاماچک، 1978)، با تمایز بین کمال گرایی بهنجار و نوروتیک معتقد است که کمال گرایی بهنجار از تلاش و رقابت برای برتری و کمال لذت می برد و در عین حال محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد، اما کمال گرایی نوروتیک به دلیل انتظارات غیر واقع بینانه هرگز از عملکرد خود خشنود نخواهد شد و از منظر خودش کاری را خوب انجام نمی دهد که بتواند از آن احساس لذت ببرد. این افراد ناشکیبا و بی نهایت خود انتقادگرند. در کمال گرایی بهنجار اشخاص به کارهای سخت روی آورده و با هدف موفقیت برانگیخته شده و ضمن تاکید بر معیارهای سطح بالای عملکردی می توانند واقعیت های بیرونی را درک کرده و محدودیت ها را بپذیرند، ولی کمال گرایان نابهنجار با ترس از شکست برانگیخته شده و در نتیجه در خصوص دستیابی به اهداف سطح بالا و غیر واقع بینانه دائماً نگران هستند(ایجان[5]وهمکاران، 2007).

 

21-5- 2.تری ـ شورت[6]و همکاران (1995)

تری ـ شورت و همکاران نیز براساس یک تقسیم بندی بهنجار ـ نوروتیک کمال گرایی در چارچوب یک الگوی نظری دو نوع کمال گرایی مثبت و منفی را متمایز کردند. کمال گرایی مثبت به آن دسته از شناخت ها و رفتارهایی اطلاق می شود که با هدف کسب موفقیت و پیشرفت های سطح بالا به منظور دستیابی به پیامدهای مثبت است و کمال گرایی منفی به شناخت ها و رفتارهایی گفته می شود که هدف آن کسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالا به منظور اجتناب یا فرار از پیامدهای منفی است. از آنجا که فرد کمال گرا برای رسیدن به معیارهای خود تلاش می کند و این تلاش روی پیشرفت او تأثیر می گذارد، کمال گرایی به عنوان مفهوم اصلی در درک تفاوت های فردی در حیطه عملکرد تحصیلی در نظر گرفته می شود(هانچان، 2010).

 

21-5-3. رایس و دیلوو (2002)

رایس و دیلوو نیز کمال گرایی را به دو نوع مثبت و منفی تقسیم کردند و کمال گرایی مثبت همبستگی معناداری با معیارهای شخص بالا، عملکرد مطلوب سازگاری مثبت، واقع بینی و پذیرش محدودیت های شخصی دارد. در حالی که افراد با کمال گرایی منفی مرتکب اشتباهات اساسی می شوند و دارای سطوح بالایی از خودتردیدی و خود انتقادی می باشند که این عوامل پیش بینی کننده پیامدهای روانشناختی منفی از جمله اضطراب افسردگی، فقدان عزت نفس و شرم درونی می باشند.

[1]-Hamachek

[2]-normal

[3]– Missildine

[4]-neurotic

[5]-Egan

[6]-Terry- Short

Written by