الگوی بامریند

تحقیقات اولیه در خصوص شیوه­های فرزندپروری بامریند (1972) موجب شد که او والدین کودکان کم سن و سال را در سه گروه قرار دهد. این سه گروه در زیر آمده­اند:

  • والدین مقتدر
  • والدین مستبد
  • والدین سهل­گیر

 

والدین مقتدر، به گروهی از والدین اطلاق می­شود که به صورت افرادی که با صمیمیت و محبت زیاد کنترل رفتار فرزندانشان را بر عهده می­گیرند. آن­ها در زندگی فرزندان خود مشارکت کرده و به نیاز­های آنان پاسخ می­دهند و محدودیت­های واضع و متناسب با سن فرزندان برای رفتار­های آنان در نظر می­گیرند (فلچر و دیگران[1]، 1999؛ به نقل از امام­زاده، 1385).

این والدین از کودکان خود توقع دارند تنها به رفتار سنجیده و معتدل رفتار کنند، اما در عین حال برای رسیدن به اهدافشان بیشتر تمایل دارند پاداش دهند. آن­ها به گفته های کودکان خود گوش می­دهند و گفت­و­گو را ترویج می­دهند. فرزندپروی مقتدرانه در طول سال­های کودکی و نوجوانی با عزت نفس زیاد، پختگی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد (الکس و دیگران[2]، 1997؛ به نقل از لورا برک، 2001؛ ترجمه سید محمدی، 1383).

بچه­هایی که در خانواده مقتدر پرورش می­یابند از اعمال ناشایسته دوری می­کنند. علت این امر نه به خاطر ترس یا تنبیه از والدین است، بلکه به تدریج و با راهنمایی والدین متوجه اعمال ناپسند می­شوند و شخصاً اعمال و رفتار خود را کنترل می­نمایند (شریعت­مداری، 1376).

والدین مستبد، به والدینی گفته می­شود که فوق العاده محدود کننده و سلطه­جو هستند. آن­ها به جای استفاده از استدلال یا توضیح برای کنترل اعمال فرزندانشان به روش­های زورگویانه از قبیل تهدید یا تنبیه تکیه می­کنند. بامریند همچنین دریافت که کودکان دارای والدین مستبد، مضطرب، گوشه­گیر و ناخشنود بودند. وقتی آن­ها با همسالان خود تعامل می­کردند، در صورت ناکامی با خشونت واکنش نشان می­دادند (بامریند، 1979؛ نقل از برک، 2001؛ ترجمه سید محمدی، 1383).

والدین آسان­گیر، والدینی هستند که محدودیت­های اندکی را قائل شده و تقاضاهای کمی برای رفتار سنجیده از سوی کودکانشان داشتند. به این کودکان اجازه داده می­شد با خودشان در مورد بسیاری از فعالیت­های روزمره تصمیم بگیرند. این­گونه والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند و از هر گونه اعمال کنترل خود­داری می­کنند. بامریند دریافت که فرزندان والدین آسان­گیر خیلی ناپخته هستند. آن­ها در کنترل کردن تکانه­هایشان مشکل دارند و وقتی از آن­ها می­خواستند کاری را انجام دهند که با تمایلاتشان مغایرت داشت، اطلاعت نمی­کردند. آن­ها بسیار پر توقع و وابسته به بزرگ­تر­ها بودند و استقامت کمی از خود نشان می­دادند (برک، 2001؛ ترجمه سید محمدی، 1383).

 

[1] – Fellchere and et al.

[2] – Alex and etal.

Written by